ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

کارآفرینی و همه چیز در رابطه با آن

مقدمه
بی شک دنیای امروز دنیای نوآوری است و متولیان این امرانسانها هستند.به عبارت دیگرفلسفه وجودی جوامع وسازمانها متکی به خلاقیت و کارآفرینی انسانی است. در ایران متاسفانه کمتر به این موضوع توجه شده است.اما در سال 1380دولت چندین وزارتخانه را ملزم نمود تا بحث کارآفرینی را در راس برنامه های خود قرار دهند.یکی از این وزارتخانه ها وزارت علوم تحقیقات و فناوری است که با طرحی تحت عنوان کاراد(طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاه)تاحدودی جامعه دانشگاهی را با بحث کارآفرینی آشنا ساخت.این طرح ضمن تعریف اهداف خود،راهبردهای نیل به آن را نیز تبیین نموده است تا جامعه دانشگاهی را نسبت به اهمیت کارآفرینی آگاه سازد (شاه حسینی،1383،ص126)اگرچه هنوز نتوانسته قشر دانشگاهی ایران را آنطور که باید و شاید به سمت کارآفرینی و نوآوری سوق دهد.برخی علت عدم توفیق را به ویژگیهای شخصیتی مردم ایران نسبت می دهند،ویژگیهایی مانند محافظه کاری،برونگرايي به لحاظ کانون کنترل و ... هرچند می توان علل عمده دیگری مانند عدم حمایت دولت،شرایط بی ثبات اقتصادی و ویژگیهای فرهنگی درایران را نیز از علل رشد کند کارآفرینی در ایران ذکر کرد.
كارآفريني عبارت است از فرايند خلق چيزي جديد و پذيرش مخاطرات و سود حاصل از آن. به عبارت ديگر، كارآفريني فرايند خلق چيزي جديد و باارزش است كه با اختصاص زمان و تلاش لازم و در نظر گرفتن ريسك هاي مالي، رواني و اجتماعي و رسيدن به رضايت فردي و مالي و استقلال به ثمر مي رسد. اين تعريف داراي چهار جنبه اساسي است:
كارآفريني مستلزم فرايند خلق است. خلق هر چيز ارزشمند و جديد. اين خلق بايد براي كارآفرين و مخاطبي كه اين خلق براي او انجام شده است ارزش داشته باشد.
كارآفريني مستلزم وقف زمان و تلاش كافي است.
درنظر گرفتن ريسك هاي اجتناب ناپذير لازمه كارآفريني است.
در كارآفريني، رضايت شخصي از استقلال كاري به وجود مي آيد.
چند جنبه مشترك در همه تعاريف كارآفريني وجود دارد: ريسك‌پذيري، خلاقيت، استقلال و پاداش.

باید عنوان کنيم کمتر موضوعی همانند کارآفرینی توانسته دراین چند سال اخیر مورد توجه دولتمردان،اقتصاد دانان وسازمانهای موفق قرارگیرد،لازم است بدانیم که کارآفرین به معنای اشتغال زایی نیست بلکه نتیجه آن می تواند باعث ایجاد شغل گردد.
سوالی که در این سالها به دفعات تکرار شده این است که آیا ویژگیهای شخصیتی(بی ارتباط با فرهنگ جامعه نیست) بر کارآفرینی موثر است؟
if (window['tickAboveFold']) {window['tickAboveFold'](document.getElementById("latency-8684749646696663114")); }
مفهوم کارآفرینی
کارآفرینی (Entrepreneurship) موتور محرکه‌ی توسعه‌ی اقتصادی کشورها است. سه دلیل مهم کشورها برای توجه به مقوله کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه‌ی تکنولوژی و اشتغال مولد است که البته در کشور ما توجه به کارآفرینی بیشتر بخاطر نقش اشتغال زایی آن بوده است. علاوه بر کارآفرینی فردی، در دهه‌های اخیر دو واژه‌ی کارآفرینی درون سازمانی و سازمانهای کارآفرین نیز در ادبیات کسب وکار به میان آمده‌اند.افراد کارآفرین ایده ها و طرحهای خود را دارند و معمولا" از نظر شخصیتی از این نوانایی برخوردار هستند که کسب وکاری را راه اندازی و مدیریت نمایند.کارآفرینان نقطه مقابل کارمندانی هستند که از خود هیچ اختیاری ندارند و تنها منتظر دستورالعمل هستند. کارآفرینان تمایل دارند که بجای اجرای دستورالعمل، ابتکارات خود را داشته باشند و شهامت آن را نیز دارند که برای خود حرفه ای مستقل ایجاد نمایند. با این وصف ممکن است تصور نماییم که شرکتها و بنگاههای اقتصادی بزرگ مملو از کارمندان دستور بگیر است و کارآفرینان در آن جایگاهی ندارند.واقعیت این است که در چند دهه پیش تا حدودی وضعیت بنگاههای بزرگ اقتصادی چنین بود و هنوز هم در بنگاههای اقتصادی ناکارآمد، اکثر کارکنان، کارمندانی هستند فاقد خلاقیت و نوآوری. چندبار شده است که از خدمات شرکت یا سازمانی ناراضی بوده اید و زمانی که نارضایتی خود را با کارمند مربوطه درمیان گذاشته اید، چنین پاسخهایی دریافت کرده اید:من نمیدونم ، بما گفته اند که اینجوری عمل کنید. مدیریت بما اینجوری دستور داده است و من اینجا هیچ کاره هستم. من دستورات کسی رو که بهم حقوق میده عمل میکنم و کار بیشتری نمی تونم واسه شما انجام بدم.پاسخهای فوق نمونه هایی از مطالبی است که از یک کارمند دستور بگیر می شنویم و بطور قطع سازمان یا بنگاهی که چنین فردی را با مراجعین مواجه می سازد، سیستمی ناکارآمد محسوب می شود.اگر در کشوری رقابت سالم اقتصادی وجود داشته باشد چنین بنگاههایی بزودی در عرصه رقابت با بنگاههای کوچک از صحنه محو خواهند شد.از این رو در میان بنگاهها و سازمانها مفهومی رایج گردید که به آن کارآفرینی درون سازمانی گفته می شود.کارآفرین درون سازمانی، ایده پردازی است که مسئولیت به ثمر رساندن یک نوآوری را در درون سازمان بر عهده می‌گیرد.کارآفرین درون سازمانی ممکن است مبتکر یا مخترع نباشد، اما همیشه فردی است که می‌داند چگونه یک ایده را به واقعیتی سودآور تبدیل کند.بعبارت دیگر امروزه سازمانها و بنگاههای کارامد بجای تشویق کارکنان به اجرای دستورات، اهدافی را برای آنها معین می کنند تا افراد بتوانند با ابتکار و نیروی خلاقیت خود بهترین راهها را انتخاب نمایند. در شرکتی مانند گوگل تصور نمی کنم جایگاهی برای کارمند دستور بگیر تعریف شده باشد.سازمان کارآفرین نیز اصطلاحی است که امروزه برای توصیف سازمانهای کارامد بکار میرود.سازمان کارآفرین واجد شرایط زیر می باشد:- توانایی تجدید نظر در استراژی یا راهبرد.- ایجاد فضایی که در آن امکان شکل گیری نوآوری وجود داشته باشد.- امکان شکل گیری کسب وکاری جدید درون سازمان مادر.امروزه بنگاهها و سازمانهای بزرگ برای جذب افراد نخبه و کارآفرین، مفاهیم کارآفرین درون سازمانی و نیز سازمان کارآفرین را وارد ادبیات توصیفی سازمانها کرده اند.زیرا با جهانی شدن اقتصاد، عرصه رقابت نیز بین المللی شده است و نیاز به افزایش بهروری هرچه بیشتر احساس می شود.افراد نخبه و کارآفرین همواره اداره یک کسب و کار کوچک را به کارمند مجری دستورات بودن ترجیح داده اند.
کارآفرین،کارآفرینی و تاریخچه آن:
کارآفرینی موضوعی میان رشته ای است که رشته های مختلفی همچون اقتصاد،روان شناسی،مردم شناسیجامعه شناسی ومدیریت در تکامل آن نقش اساس داشته اند(مقیمی،1381،ص2)
خلاصه ترین و مورد قبول ترین تعریف از کارآفرینی را پدر علم کارآفرینی ارائه نموده است. شومپیتر
کارآفرین را کسی می داند که که تمایل به ریسک کردن دارد تا شرکتی تاسیس کند و یک محصول جدید ،روش جدید ،خدمت جدید ویا بازار جدد ایجاد کند. (Andrew&others,1989,p537)
برخی برای تبیین مفهوم کارآفرینی به تعریف فرد کارآفرین می پردازند برای مثال براساس نظر ریچارد کانتلیون
،کارآفرین کسی است که ابزار تولید را به منظور ادغام آنها برای تولید محصولات قابل عرضه به بازار ارائه می کند(Palmer,1987,p37)
کارآفرینی فرآیندی است که در آن فرد کار آفرین با ایده های نو وخلاق وشناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع ،مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتی نو توام با ریسک و مخاطره می کنند(ذبیحی و مقدسی،1385،ص18)
وبه قول استونر
[13] کارآفرین کسی است که کسب و کار مخاطره آمیز جدید و سازمان جدیدی را بنیانگذاری می کند(احمدپور داریانی و مقیمی،1387،ص48)
مفهوم کارآفرینی ،بیش از چهار قرن است که مسیر تکاملی خود را پیموده است.اصطلاح کارآفرینی را(Entrepreneurship)نخستین بار فرانسویان در قرن شانزدهم میلادی برای کسانی به کار گرفتند که به ماموریتهای نظامی اعزام می شدندو با شروع قرن هیجدهم این اصطلاح در فعالیتهای اقتصادی مورد استفاده قرار گرفت. (احمدپور داریانی و مقیمی،1387،ص45)
در زبان فارسی واژه کارآفرینی به طور دقیق معادل یابی نشده است.به هرحال در فرهنگ انگلیسی به فارسی آریان پور برابر واژه مذکور و واژه entrepreneurمعانی ((متهور،بی باک و پیش قدم در تاسیس شرکت ))قید گردیده که تاحدودی معنی کارآفرین را به ذهن خواننده القاء می کند(شاه حسینی،1383،ص3)همانطور که ملاحظه شد در هیچ یک از تعاریف فوق کارآفرینی به معنای اشتغال زایی به کار برده نشده است لیکن به لحاظ شرایط نا مناسب اقتصادی و بحران بیکاری در کشورمان اکثر مردم کارآفرینی را با اشتغال زایی مترادف می دانند این در حالی است که برآیند یا نتیجه کارآفرینی می تواند ایجاد شغل باشد.پس منحصر کردن کارآفرینی به اشتغال زایی اشتباه است(همان منبع،ص76).
اگر کارآفرینی را یک فرآیند بدانیم که با خلاقیت شروع می شود ممکن است منجر به اشتغال هم شود.
کارآفرینی در اسلام :
اسلام همواره بشر را متوجه این نکته می کند که هرچه هست عمل است. وسرنوشت انسان را عمل او تشکیل می دهد.قرآن کریم راجع به عمل بسیار تاکید دارد،باتعبیری رسا می فرماید"برای بشرجزآنچه که کوشش کرده است هیچ چیز وجود ندارد" یعنی سعادت بشر در گرو عمل اوست.این یکی از بزرگترین تعلیمات دین برای حیات یک ملت است.اگر ملتی بداند که خودش باید سرنوشتش را تعیین کند،درآن راستا عملکردش را جهت می دهد(فرد باور کند دارای مرکزکنترل درونی است )و متوجه نیروی خودش می شود.(شاه حسینی،1383،ص235)قران در سوره رعد آیه 10 این مهم را به خوبی جلوه گر نموده است.((خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آن قوم بخواهد))(جاسبی،1378،ص 24)
ازآنجا که افکار دینی بر فرد اثر گذار است دین اسلام چون به تک تک افراد جامعه توجه دارد می تواند فرد کارآفرین را در کارش تشویق کند.با توجه به خصوصیاتی که اسلام از یک انسان با تقوا انتظار دارد می توان فهمید که یک انسان مومن به تمام معنا ،می تواند یک کارآفرین باشد،خصوصیاتی مانند مسئولیت پذیری،خیرخواهی،تحمل شکست،مثبت اندیشی،رشدگرا بودن،عزت نفس،تلاش و امیدازجمله ویژگیهایی است که یک کارآفرین باید ازآن برخوردار باشدو اسلام نیزآنهارابه انسانهای متقی توصیه نموده است.(شاه حسینی،1383،ص238)
.از دید اسلام کارآفرین کسی است که دائما در حال تغییر ورشد بوده و با تلاش اقتصادی خود سطح تولید در یک جامعه را بالا می برد.داستان تجارت حضرت محمد(ص)و حضرت خدیجه(س)از مواردی است که می تواند برای کارآفرینان دانشجوی دختر و پسرسرمشق قرارگیرد.(همان منبع،ص239)
انواع کارآفرینی :
با توجه به گستردگی کارآفرینی ،سه نوع کارآفرینی مدنظر صاحب نظران می باشد که عبارتند از :کارآفرینی مستقل فردی،کارآفرینی سازمانی وکارآفرینی بین المللی.
. به طور مختصر به تعریف این سه نوع کارآفرینی پرداخته می شود.

کارآفرینی فردی:
حالتی است که فردی کسب و کار مستقلی را ایجاد می کند و فرد به تنهایی مسئول جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و از طریق شناسایی فرصتها و بسیج منابع و با تمرکز بر نوآوری محصول یا خدمتی جدید ارائه می کند.در این نوع کارآفرینی معمولا افراد "آقا بالا سر" نمی خواهند و از کارکردن برای دیگران رنج می برند.(شاه حسینی،1383،ص16)
کارآفرینی سازمانی:
کارآفرینی درون سازمانی ،به عنوان فرآیند خلق فرصتها با هدف ایجادارزشهای نوآورانه ،بدون ملاحظه دیگر منابع یا موقعیت کارآفرینانه در سازمانهای موجود تعریف شده است(Churchill,1992,p47)
این نوع شامل پرورش رفتار کارآفرینانه در سازمانی است که قبلا تاسیس شده وسازمان محیطی را فراهم می کند که اعضا بتوانند در امور کارآفرینی و نوآوری مشارکت کنند فرهنگ کارآفرینانه را به ظهور می رساند(احمدپور داریانی و مقیمی،1387،ص51)
پس مفهوم کارآفرینی درون سازمانی در یک بعد گسترده شامل کارآفرینی درون سازمانهایی است که در حال فعالیت می باشند.(Steinar,2001,p 42)
کارآفرینی بین المللی:
این اصطلاح در اوایل دهه 1990میلادی وارد ادبیات کارآفرینی شده است.همانطور که از نامش پیداست به فرآیند هدایت فعالیتهای اقتصادی در فراسوی مرزهای ملی اطلاق می شود.این فرآیند شامل صادرات،افتتاح دفتر فروش در کشور دیگر و حتی چاپ آگهی تجاری در روزنامه های کشورهای دیگر می شود.وقتی کارآفرینی فعالیت شغلی خود را در بیش از یک کشور به اجرا می گذارد،کارآفرینی بین المللی به وجود می آید.(شاه حسینی،1383،ص41)
در این تحقیق کارآفرینی مستقل فردی که می تواند منجر به ایجاد شغلی هم بشود مد نظر محققین مقاله می باشد.

رابطه کارآفرینی ،خلاقیت و نوآوری:
شاید اگر بخواهیم برای کارآفرینی فقط یک مشخصه در نظر بگیریم ،بهترین آنها ،خلاقیت و نوآوری است که از آ ن به عنوان قلب این فرآیند نام برده می شود.(پرداختچی و شفیع زاده،1385،ص67)شومپیتر هم معتقد است که خلاقیت ،روحی است که در کارآفرینی دمیده ی شود وفرآیند نوآوری فرآیند کار آفرینی است.هم خلاقیت و هم نوآوری از اجزای جدانشدنی کارآفرینی هستند و به گفته پیتر دراکر
،وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می توان ادعا کردکارآفرینی بدون نوآوری وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه ای در پی ندارد.(احمدپور داریانی و مقیمی،1385،ص64)
افراد خلاق در عرصه ذهن و عمل انعطاف پذیرندوانعطاف پذیری در کارآفرینی بیشترین اثر را در بعد تطبیق پذیری ایده ها با شرایط متحول محیطی دارد(فتحی،1379،ص34)
نظر به اینکه کارآفرینی نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنین در تمامی مراحل کارآفرینی ،از ایجاد ایده اولیه ،تامین مالی و فروش همه مستلزم خلاقیت و نوآوری است(سعیدی کیا،1386،ص 61)لذا ابتدا خلاقیت و نوآوری وسپس کارآفرینی تبیین می گردد.
لوتانز
خلاقیت را به معنای به وجد آوردن تلفیقی از اندیشه هاو رهیافت های افراد و یا گروهها در یک روش جدید می داند و بارزمن
هم خلاقیت را فرایندی شناختی از به وجود آمدن یک ایده ،مفهوم،کالا یا کشفی بدیع معرفی می کند(شهرآراری و مدنی پور،1375،ص39)
اما استین
خلاقیت را فرآیندی می داند که نتیجه آن در قالب کاری تازه از سوی گروهی رضایت بخش و مفید تلقی می شود.(آقا زمانی و شهریوری،1386،ص60)
کونتز
هم خلاقیت را توانایی افراد در پدید آوردن و پرورش اندیشه های نوتعریف می کند.(کونتز،1370،ص 205)
همینطور باید بین مفاهیم خلاقیت و نوآوری نیز تفاوت قائل شویم. نوآوری به گونه معمول به مفهوم به کارگرفتن اندیشه های نو حاصل از خلاقیت گفته می شود به عبارتی اجرا کردن خلاقیت را نوآوری می گویند (عرفانیان خانزاده و برومندعلیپور،1388،ص124)
داریانی خلاقیت را پیش نیاز نوآوری می داند وعنوان میکند اندیشه های نو به خودی خود ارزش چندانی ندارند مگراینکه تبدیل به محصول شوند.(احمدپور داریانی و مقیمی،1386،ص61)
خلاقیت دارای مراحلی است که در شکل زیربه آن اشاره می شود.(فیضی،1386،ص 400)
نوآوری فرآیندی پنج مرحله ای است که با شناسایی مساله آغاز و باصرف خلاقیت و ابتکار ،تکمیل خلاقیت در جهت اجرایی کردن آن،اجرای نوآوری و نهایتا بسط و انتشار نوآوری در بین همه می باشد.(ملوندی،1387،ص80)
ويژگيهاي كارآفرين2
1- كارآفرين كيست؟
كارآفرين كسي است كه فرصتي را كشف و براي پيگيري و تحقق آن، سازمان مناسبي را ايجاد مي كند.
كارآفرين كسي است كه عمدتاً به منظور كسب سود و رشد، كسب و كاري را تاسيس و اداره مي كند كه مشخصات اصلي آن نوآوري و مديريت استراتژيك است.
كارآفرين كسي است كه سياستگذاري كسب و كار با اوست و به حساب خود ريسك مالي آن را به عهده مي گيرد.
كارآفرين كسي است كه موسسه اقتصادي، خصوصاً كسب و كاري را كه معمولاً مستلزم ابتكار و ريسك قابل توجهي باشد سازماندهي و اداره مي كند.
2- وجوه مشترك كارآفرينان
ريسك پذيري (ريسك هاي متوسط و حساب شده)
نياز به توفيق
نوآوري، خلاقيت، ايده سازي
اعتماد به نفس
پشتكار زياد
آرمان گرايي
پيشقدم بودن
فرصت گرا بودن (بيشتر در جستجوي فرصتها هستند تا تهديدات)
نتيجه گرا بودن
اهل كار و عمل بودن
آينده گرايي
3- صفات اشخاص كارآفرين
كارآفرينان اعتدال در ميزان خطر را ترجيح مي دهند. فعاليتهاي باميزان خطر معتدل، آنهايي هستند كه مهارت و كوشش شخص نقش اصلي را ايفـا مي كند. ممكن است شرايط مساعد هم در آن نقشي داشته باشد، اما تاثير آن به وسيله مهارت و كوشش شخصي به حداقل رسيده تا نتيجه كار جزء مسئوليتهاي خود شخص باشد.
كارآفرينان از خطر استقبال مي كنند، در صورتي كه خطر محاسبه شده باشد. به عبارت ديگر، آنها مسئوليت فعاليتهايي را كه در آنها هيچ امكان موفقيتي وجود نداشته باشد و يا يك خودكشي مالي باشد را به عهده نمي گيرند. كارآفرينان براي قبول خطر بايد جرأت داشته باشند و بدين وسيله سرنوشت خود را رقم مــي زنند. اما در شرايط نامطمئن تمام جوانب را براي حل مشكلات در نظر گرفته و بنابر تناسبشان، آنها را طبقه بندي مي كنند. كارآفرينــان مسئوليت شخصي را قبول مـــي كنند.
يكي از انگيزه هاي اصلي براي دنبال كردن آينده، كارآفريني است. او ترجيح مي دهد كه خودش تصميم بگيرد و در جريان آن، تمام كوشش، دانش، مهارت و سرمايه خود را نيز به كار مي گيرد. اگر شكست بخورد، فقـط مـي‌تواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحيت كارآفريني خود را تاييد كرده است.
كارآفرينان اعتماد به نفس دارند. كارآفرينان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها براين باورند كه مي توانند انتظاراتي كه از آنها هست برآورده كنند. به عبارت ديگر، آنها امكان موفقيت خود را بيش از آن چيزي كه هست، در نظر مي گيرند. ظاهراً كارآفرينان واقعي به خاطر اعتماد به نفس بالايي كه در خود مي بينند و براي ديگران غيرقابل لمس است، موفق مي شوند.
كارآفرينان به دنبال بازتاب عملكرد خود هستند. كارآفرينان به خاطر آگاهي از وضعيت موجود به دنبال بازتاب عملكرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن اين اطلاعات ادامه كار براي آنها خيلي مشكل است.
كارآفرينان در هر كاري كه انجام مي دهند، هدفگرا هستند. بدين ترتيب كه آنها هميشه به فكر اهداف طولاني مدت خود بوده و كارهايي كه امروز انجام مي دهند، در راستاي اهداف آينده شان است. آنها هميشه چيزي را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولاً عادي نيستند. به همين خاطر ديگران آنها را بلندپرواز مـــــي نامند.
كارآفرينان، هميشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اكتساب را دوست دارند. بنابراين استانداردهاي بالايي را براي كار خود در نظر مي گيرند. آنها محصولاتي با كيفيت بالا توليد و بر اساس مرغوبيت و راندمان رقابت مي كنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسي ندارند و در حقيقت از رقابت لذت مي برند.
كارآفرينان نوآور هستند و همواره در مقابله با موقعيتها از راهها و روشهاي جديد استفاده مــي كنند. آنها از توانايي خود در خلاقيت لذت مي برند. از تصورات و ابتكارات شخصي خود براي يافتن راههاي جديد و كنار هم گذاشتن چيزها استفاده مي كنند. آنها پر از پرسش هستند.
كارآفرينـان خستگي را زياد احساس نمــــي كنند. در برابر مشكلات به دنبال راه حل گشته و سريعاً براي حل آنها اقدام مي كنند. آنها مي دانند با كار موثر، به اهداف خود خواهند رسيد.
4- وظايف كارآفرين
هشت وظيفه براي كارآفرين وجود دارد:
از موقعيتهاي محيط آگاه مي شود
براي استفاده از اين موقعيتها خود را به خطر مي اندازد
براي كار سرمايه گذاري مي كند
نوآوريها را معرفي مي كند
كار و توليد را نظم مي بخشد
تصميم مي گيرد
براي آينده برنامه ريزي مي كند
محصولات خود را با سود مي فروشد
5- انگيزه هاي مهم كارآفريني
سه انگيزه اوليه باعث مي شود كه افراد، كارآفرين شوند:
نياز به پيشرفت
علاقه به آزادي و استقلال
احتياج به رضايت شغلي
6- سرچشمه كارآفريني
كارآفرينان از كجا مي آيند؟ اشخاص چگونه كارآفرين مي شوند؟ آيا كارآفرينان زاده شده يا ساخته مي شوند؟ زماني بود كه تصور مي شد كارآفرينان به جاي ساخته شدن، متولد مي شوند. صفات آنها به قدري نادر بودند كه در هر جايي يافت نمــي شدند. امروزه، شواهد كافي وجود دارد كه نشان دهد صفات كارآفريني را مي توان با آموزش، پرورش داد.
8- نقشهاي كارآفرينان در جامعه
كارآفرينان نقشهاي ذيل را در جامعه ايفا خواهند كرد:
عامل اشتغال زايي
عامل انتقال فناوري
عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري
عامل شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد
عامل تعادل در اقتصادهاي پويا
عامل كاهش بوروكراسي اداري (كاهش پشت ميزنشيني و شوق عمل گرايي و...)
عامل نوآوري و روان كننده تغيير
عامل تحريك و تشويق حس رقابت
عامل ساماندهي منابع و استفاده اثربخش از آنها



آموزش کارآفرینی
اهمیت کارآفرینی انکارناپذیر و پرداختن به آن از ضروریات است. کارآفرینان در خط مقدم توسعه فن آوری و توسعه اقتصادی قرار دارند. آموزش، یکی از جنبه‌های مهم در گسترش کارآفرینی است که مورد توجه ویژه‌ای واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته، ثابت شده که ویژگی‌های کارآفرینان اغلب اکتسابی است و نه توارثی و از این رو در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده‌ترین فعالیت‌ها تبدیل شده است. دوره‌های آموزش کارآفرینی با هدف تربیت افرادی با اعتماد به نفس بالا، فرصت‌شناس و به طور کلی افرادی که تمایل بیشتری به راه‌اندازی کسب و کارهای مستقل دارند، طراحی شده‌اند.این قبیل دوره‌ها به دنبال بهبود گرایش‌هایی همچون تمایل به استقلال، فرصت‌جویی، ابتکار، تمایل به مخاطره‌پذیری، تعهد به کار، تمایل به حل مشکلات و لذت بردن از عدم قطعیت و ابهام می‌باشد.به طور کلی هدف‌های مورد نظر در آموزش کارآفرینی به شرح ذیل می‌باشند:- تقویت انگیزه‌ و پرورش شخصیت: شناخت افراد از توانایی‌های خود و آگاهی دادن در این زمینه و برانگیختن آنها از اصلی‌ترین وظایف آموزش کارآفرینی است. تحریک انگیزه‌هایی از قبیل: میل به کسب ثروت، توفیق‌طلبی، استقلال‌طلبی، تمایل به ساختن چیزی نو، قبول نداشتن شیوه‌های موجود، قرار نگرفتن فرد در پایگاه اجتماعی که لیاقتش را دارد و نظایر آن موجب می‌شود که فرد را در مسیر کارآفرین شدن قرار دهد.چنان که ذکر شد ویژگی‌هایی که موجب می‌گردد فرد کارآفرین شود،ارثی نیست بلکه آموختنی است. بنابراین پرورش این ویژگی‌ها در افراد مختلف لازم است. برخی از افراد در محیط‌هایی پرورش می‌یابند که زمینه برای تحریک انگیزه‌ها و پرورش ویژگی‌های آنان فراهم است، بنابراین در صورتی که این افراد کسب و کاری را شروع نمایند، مطالعات نشان داده که اغلب با موفقیت همراه خواهد بود. اما بیشتر مردم در چنین محیط هایی قرار ندارند، لذا ایجاد انگیزه و پرورش ویژگی‌ها از طریق برنامه‌های آموزشی برای آنان لازم است. این ویژگی‌ها شامل مواردی همچون آموزش تفکر خلاق، بالا بردن ریسک‌پذیری، بالا بردن قدرت تحمل ابهام، دادن اعتماد به نفس، فرصت‌شناسی، دادن اطلاعات آموزشی نسبت به خصوصیات روانی شخص از قبیل مرکز کنترل می‌باشد. توجه داشته باشید که این بخش از برنامه آموزش کارآفرینی زمانی مفید خواهد بود که توسط افرای ارائه شود که خود نوآور و کارآفرین باشند.- آموزش مهارت‌ها: فرد کارآفرین چگونگی راه‌اندازی یک کسب و کار و مراحل آن، چگونگی انجام کارهای گروهی و مهارت‌های ارتباطی و نظایر آن را بیاموزد. کارآفرین باید در زمینه‌ی مسائل مالی، شناخت بازار، اصول مدیریت، بیمه، اقتصاد، قانون کار و امور حقوقی نیز آگاهیهایی را داشته باشد. توانایی مدیریت توسعه و رشد شرکت، یافتن شیوه‌های جدید، رقابت و حفظ موقعیت در بازار، یافتن بازارهای جدید نیز از جمله مهارت‌های مورد نیاز کارآفرین هستند. کلیه‌ی هدف‌ها و مراحل فوق به منظور ایجاد انگیزش در بین افراد و ایجاد کارآفرینان جدید، آگاهی دادن، هدایت و تشویق کارآفرینان به سوی کسب مهارت‌های لازم و ارائه‌ی آموزش‌های لازم برای کسب مهارت‌های مورد نیاز به کارآفرینان صورت می‌گیرد و گذراندن این دوره‌ها برای موفقیت کارآفرینانی که قبلا هیچ گونه سابقه و زمینه‌ی محیطی لازم برای آنان فراهم نبوده، ضروری است.
حرفه ای
واژه حرفه ای را همه ما شنیده ایم. شاید هنوز خیلی ها بدرستی معنای این واژه را نمی دانند.حرفه ای به کسی گفته می شود که سالها در یک کسب و حرفه دوام می آورد. وضعیت اقتصادی و بازار کار همیشه یکسان نیست. یک زمان ساختمان سازی سودآور است و دورانی پخش و فروش پوشاک.آدم حرفه ای کسی است که سالها در یک شغل دوام می آورد و همه مشکلات حرفه خود را تحمل می کند.حرفه ای ها نسبت به کار و حرفه خود جانبدار هستند.آنها هیچگاه اجازه نمی دهند که کسی حرفه شان را تحقیر کند و همواره مراقب هستند که خود و همکارانشان عملی انجام ندهند که حرفه شان آسیب ببیند.
غیرحرفه ای ها هر دورانی ممکن است به یک کاری مشغول شوند.آنها یک زمان بساز و بفروش می شوند و یک زمان دیگر موبایل فروش. آنها نان را به نرخ روز می خورند.اما حرفه ای ها حتا در بدترین شرایط اقتصادی هم در کار و حرفه خود دوام می آورند. آنها می خواهند با افتخار بگویند که ما هنوز هم هستیم.حرفه ایها همه ابتکار و خلاقیت خود را در همان حرفه خود بکار می گیرند.
انسانهای حرفه ای بسیار قابل اعتماد هستند.
مدل کسب و کار
هر بنگاه اقتصادی با روش خاص خود کسب درآمد می نماید.مثلن یک فروشگاه از طریق فروش کالا درآمد بدست می آورد یا نشریه ای با گرفتن آگهی درآمد کسب می کند. روشی که یک بنگاه یا صاحب کسب وکار برای بدست آوردن درآمد از آن استفاده می کند، مدل کسب و کار نامیده می شود. به بیان دقیق تر مدل کسب و کار شیوه ای است که یک بنگاه اقتصادی برای ایجاد ارزش افزوده استفاده می کند. یک کارآفرین در برنامه ریزی خود برای کسب و کار ممکن است از یک یا چند مدل کسب و کار استفاده کند.جهان امروز، جهان کسب وکارهای اینترنتی است.بزودی در ایران نیز هر کاسبی که از اینترنت استفاده نکند در عرصه رقابت بازنده خواهد شد. بنابر این در آموزش های جدید کارآفرینی، مدلهای کسب و کار بصورت مدل های کسب وکار الکترونیک یا مدل های کسب و کار اینترنتی
Internet business models معرفی می شوند.بعبارت ساده تر مدل کسب و کار امروزی یعنی چگونه از وبسایت یا وبلاگ خود کسب درآمد می کنید.
کلید های موفقیت در کسب وکار

چهار كليد موفقيت شغلي وجود دارد كه مي تواند شما را به شخص با ارزشتري تبديل كند، توانايي هاي شما را مؤثرتر عرضه مي كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بيشتر به موفقيت برساند. اين چهار كليد عبارتند از: تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز.1ــ تخصص عبارت است از توانايي شما در بكار بستن استعدادتان آنهام در قسمتي حياتي كه براي كمپاني شما يا مشتريانتان ارزشمند است. انتخاب اين قسمت كه در چه زمينه اي تخصص داشته باشيد در موفقيت بلند مدت شما بسيار را تعيين كننده است. شما در چه زمينه اي تخصص و مهارت داريد؟2ــ تمايز عبارت است از اينكه چگونه خود را در يك يا چند زمينه كه تخصص داريد يا كارايي شما بهتر است برتري خود را نشان دهيد. توانايي شما در متمايز كردن خود براساس كيفيت كار بالا بسيار مهم و كانون فعاليت شغلي شماست. همانطور كه يك سازمان بايد حداقل در يك زمينه برتري داشته باشد تا رونق لازم را پيدا كند. شما هم به عنوان يك فرد بايد حداقل در يك زمينه كاري برتر باشيد. اگر از كارفرما يا كارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتري او در چه زمبنه اي است؟» آنهاچه جوابي در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستيد؟چه كاري را بهتر از هر كسي انجام مي دهيد؟ چه كاري را اگر شما انجام دهيد سود زيادي نصيب سازمان شما مي شود.اگر تاكنون در حرفه خود يك زمينه را مشخص نكرده ايد تا در آن بهترين باشيد، بايد زودتر اقدام كنيد. به توانايي خود و احتياجات سازمان و مشتريان خود توجه داشته باشيد چگونه بايد باشد؟ چگونه مي توانست باشد؟ نقشه شما براي تبديل شدن به فردي برجسته در حرفه خود چيست؟ و چگونه ميزان برتري خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در يك زمينه كاري اندازه مي گيريد؟ اين اندازه گيري استاندارد شما را براي كارايي نشان مي دهد. بهترين بودن در يك زمينه مهم از شغل و حرفه شما بيشتر از هر چيزي به پيشرفت شما كمك مي كند.3ــ تقسيم بندي عبارتست از توانايي شما در مشخص كردن افراد و سازمانهايي كه سود بيشتري براي شما دارند. نحوه كار بدين صورت است كه شما به طور واضح مهمترين مشتريان خود را مشخص مي كنيد. و براي جلب رضايت اين گروه خاص از مشتريان تصميم گيري مي كنيد.اغلب شما مي توانيد خط مشي شغلي خود را با توجه به نياز مشتريان مهم براي ساختن آينده تغيير دهيد.4ــ تمركز عبارتست از توانايي شما در تمركز ذهني براي روي خدماتي است كه براي آن شخص يا سازمان اهميت دارد.اين چهار استراتژي (تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز) نقطه كانوني حياتي براي رسيدن به دست آوردهاي فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.از خود بپرسيد:« كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقويت كنيد بيشترين اثر مثبت را در حرفه شما به جا مي گذارد؟ پاسخي كه به اين سؤال مي دهيد را به عنوان يك هدف بنويسيد و براي آن يك ضرب العجل تعيين كنيد.براي خود طرح و نقشه داشته باشيد و براي رسيدن به هدف پر تلاش باشيد تا بر آن نائل شويد. اين كليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است.
روش زندگی
1-بر روي خود سرمايه گذاري كنيد. هميشه در حال آموختن باشيد و سعي كنيد بر روي خود سرمايه گذاري كنيد. چرا استاد نسبت به شاگرد پول بيشتري بدست مي آورد؟ دليل آن تفاوتي است كه بين تجربه و سطح دانش آنها وجود دارد. يادگيري شما بايد در دو جهت باشد يكي اينكه توانايي ها شغلي خود را بالا ببريد و ديگر اينكه دانش سرمايه گذاري خود را افزايش دهيد. بله تعجب نكنيد همه آنهايي كه اكنون سرمايه گذاران موفقي هستند روزي مانند شما بوده اند.
2- كنترل زندگي خود را بدست گيريد و اگر لازم است روش زندگي خود را تغيير دهيد. نسبت به دارايي خود مسئول باشيد. شما مي توانيد از وضعيت خود شاكي باشيد و مدام غر بزنيدكه چرا در خانواده اي ثروتمند به دنيا نيامده ايد.
3- فوق فعال باشيد! افراد فوق فعال تمايل دارند هر فكري را به واقعيت تبديل كنند. اگر براي اين افراد هيچ موقعيتي وجود نداشته باشد تا پول در بياورند آنها فرصت ها را براي خود ايجاد مي كنند. فوق فعال بودن صفت قدرتمندي است كه مي تواند به شخص در گذشتن از هر مانعي كمك كند. در مقابل اين افرادي وجود دارند كه به آنها واكنشي مي گويند. آنها منتظر مي مانند تا در زندگي شان اتفاقي خوشايند بيفتد يا شانس در خانه آنها را بزند و بر زندگي خود كنترلي ندارند. ولي متاسفانه اين وقايع هيچگاه رخ نمي دهند.
امید آفرینی لازمه کارآفرینی
ما بايد تلاش كنيم که امید را به جامعه تزريق كنيم. امید دادن به جامعه امر کمی نيست.به اعتقاد من ،جامعه امروز ايران چنين نيازي دارد.از شما میخواهم که امشب دعا کنید تا مهربانی بيشتري به هم داشته باشيم. ما هم به انگیزه نیاز داریم و هم به مهربانی. کمی با هم مهربانتر باشیم. وقتی انوار مهربانی به دل ما بر میگردد معجزه های اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا در برابر تمدن چند هزارساله ما باید سر فرود بیاورند. . ایرانی برخاسته از یک خاستگاه فلسفی و ایمانی است.این گفته بزرگترین صنعتگری است که امروز در دانشگاه مدیریت هاروارد درس میدهد: انسان معیار همه چیز است. یعنی کدام انسان؟ انسان آفرینشگر. انسانی که خلق میکند. انسانی که نماد میسازد.بازگشت به امید وانگیزه محور اصلی سخن من است. من بدون مبالغه بیش از 500 شرح حال خوانده ام. شرح حال هایی از انسانهای ایرانی و انسانهای غربی. زندگي هر انسانی در هر کجا عزیز و ارجمند بوده را خوانده ام. اینها کسانی هستند که تاریخ ساخته اند. با همه مطالعاتم به اين نتيجه رسيده ام كه ما باید به امیدآفرینی برگردیم. قبل از کارآفرینی باید امیدآفرینی کنیم. ما باید پیوند ایجاد کنیم. امروز ظرفیتهای بزرگی در کشور ما وجود دارد که میتوانیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.دستانی که خدمت میکنند مقدستر از لبهایی است که دعا میکنند. من خدمت بوسیله دست در کف کارگاه را بالاترین دعا میدانم .چرا که پیامبر به همین دستان کارگر بوسه میزد. من جامعه بیکار را جامعه بیمار و اسکیزوفرنی میدانم. جامعهای که بیکار است ، بخود صدمه میزند. امروزه ما برخی نشانه شناسیهای بیماریها را که نگاه میکنیم میبینیم که بیش از پرداختن به خودمان بیش از اندازه به دیگران میپردازیم.در واقع من نام و نشان تجاری را برگرفته از استعدادها و انسانها میدانم.من بار امانت انسان را در سه چیز میدانم، یکی خلق امید، یکی تلاش بدون توقف و آخر اینکه همیشه عاشق باشید.
if (window['tickAboveFold']) {window['tickAboveFold'](document.getElementById("latency-1940848996353655378")); }
مدیریت زمان
نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد:1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد.2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد.3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است.4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد.5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود.6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد.7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است.8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد.9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد.10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد.11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است.12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد.
if (window['tickAboveFold']) {window['tickAboveFold'](document.getElementById("latency-5643960726722617783")); }
مسئولیت جامعه در قبال کارآفرینان
مسووليت جامعه در قبال زحمات و تلاش‌هاي كارآفرينانه به شرح ذيل مي‌باشد:1 - پذيرش آنان به عنوان عاملان تغيير و تعالي جامعه و درك اين مفهوم كه كارآفرينان عامل پيشرفت‌، توسعه و تحول جامعه هستند و جز سعادت و شكوفايي همنوعان خود، سودايي د‌ر سر نمي‌پرورانند كه اين خود باعث مي‌گردد آنان خود را منفرد از اجتماع ندانسته و براي خود پايگاه و جايگاهي در بين آحاد جامعه متصور گرديده و دل به كار دهند.2 - قدرداني و سپاسگزاري جامعه و نهادهاي مدني از زحمات و تلاش‌هاي خلاقانه كارآفرينان برهمگان فرض بوده و جامعه بايد آنان را به مانند افراد موثر، تلاشگر و ارزشي ارج نهاده و به خدمات آنان پاداش درخور وفاخر دهد.اين امر باعث خواهد شد تا آنان از كاركردهاي خود احساس رضايت نموده و سعي در گسترش دامنه فعاليت‌هايشان داشته باشند.3 - حمايت‌هاي روحي، معنوي و فكري از افراد كارآفرين: كارآفرينان به جهت اينكه در فعاليت‌هاي نوآورانه و مخاطره‌آميز وارد مي‌شوند به همان اندازه كه در معرض ريسك‌هاي مالي هستند از جهت روحي و رواني نيز به شدت آسيب‌پذير بوده و ممكن است متحمل صدمات و ضربات جبران‌ناپذير گردند، بنابراين لازم است افراد و گروه‌هاي موجود در جامعه همواره مواظب روح لطيف و روان ظريف آنان بوده و در لحظات سخت كار و تلاش و به گاه حادثه از هر طريق ممكن حمايت‌هاي روحي و معنوي لازم را از آنان به عمل آورند. در همين راستا جامعه بايد اجازه اشتباه كردن و لغزش و خطا و شكست را جزئي از فرآيند كارآفريني دانسته و از هرگونه شماتت و ارزيابي و قضاوت در اين مورد حذرنمايد تا آنان جرات ادامه مسير را پيدا نمايند.4 - حمايت‌هاي گسترده مادي از كارآفرينان: اكثر آنان منابع مادي لازم براي عملياتي نمودن ايده‌ها و نوآوري‌هاي خود را ندارند و اگر نباشد كمك‌ها و مساعدت‌هاي جامعه همه آن افكار و برنامه‌هاي مترقي آنان در نطفه عقيم خواهد ماند؛پس لازم است ايده‌ها و فرصت‌هاي نوآورانه آنها توسط جامعه درك گرديده و حمايت‌هاي مالي در راستاي تامين منابع سرمايه‌اي از طرح هاي آنان به عمل آيد.5 - حمايت‌هاي نهادي و سازماني: حمايت نهادي بالاخص در سه زمينه مهم آموزشي و پژوهشي و مشاوره‌اي براي كارآفرينان نظير تدارك و اختصاص مراكز رشد و انكوباتورهاي تجاري، ترويج و نهادينه‌سازي فرهنگ كار و كارآفريني براي آنان و حمايت‌هاي قانوني ونيز رفع موانع نهادي در پيشبرد اهداف آنها بالاخص بايد از جانب نظام حكومتي و حاكميتي و همچنين نهادهاي غيردولتي اعمال گردد، بنابراين وجود دولت كارآفرين و حضور حاميان پروپاقرص براي آنان اصولا جزو چرخه فعاليت كارآفريني بوده و اين موضوع به قدري حائز اهميت و حساس است كه بدون وجود آن چرخه فعاليت كارآفريني ناتمام و ناكامل بوده و عملا ممكن است در بسياري از زمينه‌ها آن فعاليت‌ها قابل نضج گرفتن وبه ثمرنشستن نباشد.6 - ترجيح جامعه در انتخاب نهاده‌ها و فرآورده‌هاي كارآفرينان در تامين نيازهاي خوددر مقابل وجود ساير فرآورده‌ها، توليدات، محصولات، كالاها و خدمات مي‌تواند عامل مهمي در ارتقا و توسعه كسب‌وكارهاي كارآفرينانه به شمار آيد.7 - نقش بسيار راهبردي و حياتي مجامع علمي و آكادميك به عنوان مغز متفكر و چشم بيناي جامعه و به عنوان پيوندگاه علم وصنعت مي‌تواند نقش بي‌بديلي در راستاي ايجاد موج عظيم كارآفريني و استقرار «نهضت ملي كارآفريني» درجامعه ايراني تلقي گرديده و در اين بين نقش بسيار ارزنده دانشگاه جامع علمي – كاربردي به عنوان «دانشگاه كارآفرين» مي‌تواند بسي راهگشا ومهم پنداشته شود.در خاتمه اين مقال يادآوري مي‌گردد، اساس فرآيند كارآفرينانه حول‌محور جامعه كارآفرين، دولت كارآفرين، نهادهاي مدني كارآفرين و به ويژه دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي كارآفرين مي‌باشد و تنها دركنار حمايت‌هاي آنها و تعامل با كارآفرينان فعاليت‌هاي كارآفرينانه قابل پيگيري و انجام مي‌باشد.
ریسک و آینده نگری
در دنیای کسب و کار یک تفاوت مهم بین افراد ثروتمند و فقیر وجود دارد. ثروتمندان دست به هرکاری میزنند ، می دانند که ممکن است برنامه آنها نتیجه اولیه دلخواه را بدست نیاورد. ثروتمندان منتظر این هستند که با مشکلاتی مواجه شوند تا راه رسیدن به مسیر را اصلاح نمایند.ثروتمندان بدنبال نتیجه نهایی هستند و نه دستاورد آنی. ثروتمندان می دانند که هر طرح و برنامه ای در عمل ممکن است در مراحل اولیه با شکست و ناکامی مواجه شود.باید با درسهایی که در مراحل شکست می گیریم راه پیروزی و موفقیت را پیدا کنیم. کی و در چه مرحله ای به پیروزی نائل می شویم؟ پیروزمندان می دانند که آینده را بطور قطع و محتوم نمی توان پیش بینی کرد.اما بازندگان به دنبال برنامه هایی می روند که بتوانند نتیجه آن را بطور قطعی پیش بینی کنند. اگر برای شرکتی کار کنم حتمن در پایان ماه آب باریکه ای بمن می رسد، این قطعی و یقینی است، پس چرا باید مسیری را انتخاب کنم که نتیجه آن نامعلوم است؟ این پرسش همیشگی بازندگان است.بازندگان به گمان خویش بسیار زرنگ هستند و فقط دنبال برنامه هایی می روند که همه چیز در آنها تضمین شده باشد اما پیروزمندان می دانند که فردا را هرگز نمی توان بطور قطع پیش بینی کرد و از اینروست که می گوییم پیروزمندان ریسک پذیر هستند.البته بازندگان هم ریسک و خطر می کنند، می دانید چگونه ریسکهایی؟ مثلن آنها پول خود را برای شرکت در یک برنامه لاتاری یا قرعه کشی می گذارند و آنگاه شب و روز خواب بر چشم ندارند تا ببینند نتیجه این قرعه کشی به کجا می انجامد.پیروزمندان چطور؟ آنها هم ممکن است در چنین برنامه هایی شرکت کنند ولی نه برای پولدار شدن بلکه برای تفریح و سرگرمی یا اینکه شاید پس انداز کوچک انها گره ای از کارهای دیگران را بگشاید. پیروزمندان در انتظار چنین بردهایی نمی نشینند و دل به آن نمی بندند.پیروزمندان در زمینه هایی ریسک می کنند که مربوط به طرح و برنامه خودشان می شود. آنها به نتیجه نهایی فکر می کنند و نه آنی.کارآفرینان انسانهای پیروزمند در عرصه کسب و کار هستند. انسان کارآفرین ریسک پذیر است چون به برنامه های خود اطمینان دارد ولی می داند که همواره درسهایی است که باید در آینده بیاموزد.
if (window['tickAboveFold']) {window['tickAboveFold'](document.getElementById("latency-5387003510807564412")); }
استقلال یا وابستگی
آیا دوست دارید که همیشه شخصی در کنار شما باشد و راهنمایی و هداییتان بکند؟ توجه کنید که ما در مورد نیازهای عاطفی صحبت نمی کنیم بلکه بحث ما در مورد کسب و کار است.کارآفرینان مایلند که مستقل باشند. آنها دوست دارند که کارها را به سبک خود انجام دهند. آنچه برای یک کارآفرین اهمیت دارد رسیدن به هدف تعیین شده است.کارآفرین نمی تواند بپذیرد که برای جلب رضایت رئیس هر کاری را انجام دهد. او روش و سبک کاری خود را دارد. کارآفرین زمانی دستورات رئیس را به اجرا درمی آورد که خود نیز متقاعد شود انجام این دستورات در راستای رسیدن به هدف است. سیستم اداره بسیاری از شرکتها بگونه ای است که افراد کارآفرین بهیچ وجه حاضر به همکاری با آنها نیستند. در واقع شرکت هایی مانند گوگل اگر توانسته اند به موفقیت های عظیم و چشمگیری در دنیای کسب و کار جهانی پیدا کنند بدین خاطر بوده است که فضایی ایجاد کرده اند که افراد کارآفرین براحتی بتوانند در آن فضا فعالیت نمایند.افراد کارآفرین منتظر نمی مانند که سازمانی پیدا شود تا قدر طرحها و برنامه های آنان را بداند.آنها خود دست بکار می شوند . آنها طرحهایی برای ایده های خود می ریزند و دست به کار می شوند. برای یک فرد کارآفرین راه اندازی یک کسب وکار هرچند کوچک بسیار قابل قبول تر است از اینکه بخواهد در یک سازمان بزرگ تنها مجری دستورات رئیس باشد.اگر میل به مستقل بودن در وجود شما است، اگر به طرحها و برنامه های خود ایمان دارید پس با من شخصیت مشابهی دارید. من می توانم شما را با خیلی از افرادی که مثل ما فکر می کنند، آشنا کنم و تجربیات خودم و دیگران را در اختیار شما قرار دهم. در واقع کسب و کار من این است که بتوانم از هر فرد کارآفرینی نکته ای بیاموزم و آن را به دیگران آموزش بدهم.
پرسش های بازندگان
چه تضمینی وجود دارد که من در این کار موفق شوم؟ این پرسش همیشگی بازندگان است. آنها همیشه به دنبال ضمانت محضری یا تاییدیه فلان شخص سرشناس هستند.
پیروزمندان برای انجام هرکاری به عقل و منطق متوسل می شوند.
آیا خیلی ها اینکار را انجام می دهند؟ بازندگان همیشه می خواهند پیرو باشند.آنها بدنبال کارهایی می روند که بتوانند با صدای بلند بگویند ما همه باختیم.
پیروزمندان می خواهند که در انجام بسیاری از امور پیشرو باشند.
روزی چند ساعت باید وقت بگذارم؟ بازندگان همیشه برای انجام کارهای مفید وقت کمی دارند.
پیروزمندان می توانند بخوبی زمان را مدیریت کنند. آنها به نتیجه کار فکر می کنند ،نه به زمان انجام آن.
نمیشه سریع تر توضیح بدهید؟ بازندگان در اضطراب بسر می برند.
پیروزمندان بر هیجانات خود کنترل دارند و می خواهند که بیشتر بدانند.
مطلب زیادی در این مورد نمی دانم اما مشکلات آن بسیار زیاد است.یعنی میشه موفق شد؟ بازندگان بسیار مشتاقند که درباره مشکلات و دردسرهای هرکاری صحبت کنند.
پیروزمندان به پیروزی و نتیجه درخشان کار فکر می کنند. آنها هر مشکلی را قابل حل می دانند.
کارگروهی، شروع کارآفرينی
يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد.شركت‌ مايكروسافت‌ جهت‌ تهيه‌ متن‌ برنامه‌ ويندوز 2003 از پنج‌ هزار برنامه‌ نويس‌ كمك‌ گرفت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اين‌ تعداد افراد در يك‌ كار گروهي‌، موفق‌ به‌ طراحي‌ اين‌ برنامه‌ شدند. مهمتر از طراحي‌ و توليد اين‌ برنامه‌، بايد از هماهنگي‌ و همبستگي‌هاي‌ گروهي‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با اين‌ سوال‌ روبرو خواهيم‌ بود كه‌ چگونه‌ بايد يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌ را سازماندهي‌ كنيم‌ و چه‌ شرايط‌ فرهنگي‌ بايد بر اين‌ گروه‌ حاكم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابد. براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ بايد از قدم‌هاي‌ كوچك‌ آغاز كرد تا در نهايت‌ با كسب‌ تجربيات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌هاي‌ بزرگتري‌ كه‌ بتوانند زمينه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند. در اين‌ مقاله‌ تلاش‌ مي‌شود فرصتي‌ براي‌ انديشيدن‌ در اين‌ خصوص‌ پديد آيد. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ نيازمند انجام‌ پژوهش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ زيرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با ديگر كشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضي‌ از دستورالعمل‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ در مقالات‌ نويسندگان‌ كشورهاي‌ ديگر براي‌ ما كارساز نخواهد بود. اميد است‌ مطالعه‌ اين‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را براي‌ مدتي‌ هر چند كوتاه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ هدايت‌ كند و زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ كار گروهي‌ باشد. همچنين‌ شما مي‌توانيد جهت‌ آشنايي‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌، در جامعه‌ خويش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سوال‌ بپردازيد كه‌ چه‌ عواملي‌ سبب‌ مي‌ شود كه‌ فعاليت‌ هاي‌ گروهي‌ در نيمه‌ راه‌ تداوم‌ نيابد؟براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زير مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.- يكي‌ از نكاتي‌ كه‌ اعضاي‌ گروه‌ بايد به‌ آن‌ توجه‌ كنند، انجام‌ مطالعات‌ در زمينه‌ خلاقيت‌، نوآوري‌ و كارآفريني‌ است‌ و همچنين‌ لازم‌ است‌ اعضا با تكنيك‌هاي‌ مورد نياز براي‌ گروه‌ نظير يورش‌ فكري‌، تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر و ديگر تكنيك‌هاي‌ خلاقيت‌ آشنا شوند و در زمينه‌ تكنيك‌هاي‌ حل‌ مشكل‌، بيشتر بدانند و در اين‌ رابطه‌ مطالعه‌ و تمرين‌ كنند.9- صبر و انتقاد پذيري‌ از ويژگيهاي‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ است‌، اعضاي‌ گروه‌ بايد هميشه‌ آماده‌ پذيرش‌ سخت‌ترين‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملايمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصيات‌ شخصيتي‌ متفاوتند. زماني‌ كه‌ انسانها در شروع‌ فعاليت‌ها كنار هم‌ قرار مي‌گيرند، بعضي‌ از خصوصيات‌ رفتاري‌ غيرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هايي‌ كه‌ با يكديگر جفت‌ نمي‌شوند و همين‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطكاك‌ ميان‌ آنها مي‌شود. اما ميان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسيار اساسي‌ وجود دارد. آدمي‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ كم‌كم‌ خود را با شرايط‌ تطبيق‌ دهد، لذا در اينجا صبر بسيار، ضروري‌ است‌. تحمل‌ سختي‌هاي‌ شروع‌ كار و تحمل‌ بعضي‌ خصوصيات‌ رفتاري‌ انسانها سبب‌ مي‌شود آرام‌آرام‌ انسانهاي‌ صبور به‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ دست‌ يابند. صبر باعث‌ مي‌شود آدمي‌ از انجام‌ رفتارهاي‌ شتابزده‌ وغيرمنطقي‌ خودداري‌ كرده‌ و شاهد نتايج‌ شيرين‌ اعمال‌ خود در آينده‌ باشد.10- گهگاه‌ لازم‌ است‌ گروه‌ از متخصصين‌ مرتبط‌ با موضوعات‌ مورد بحث‌ دعوت‌ كرده‌ و از نظرات‌ آنان‌ بهره‌مند شود. شركت‌ در سمينارها، نمايشگاه‌ها و...مي‌تواند فرصتي‌ براي‌ ديدار با متخصصان‌ و افراد صاحب‌نظر باشد.11- اعضاي‌ گروه‌ بايد سعي‌ كنند در عرصه‌ پژوهش‌ نيز وارد شوند تا بتوانند به‌ نتايج‌ ارزشمند دست‌ يافته‌ و در كنار آن‌ به‌ انتقال‌ افكار نو پرداخته‌ و راه‌حل‌هاي‌ كاربردي‌ و ارزشمند به‌ جامعه‌ ارايه‌ كنند.12- سيمونتون‌ از محققان‌ خلاقيت‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ فرد پس‌ از ده‌ سال‌ درگير شدن‌ در يك‌ مساله‌ و كسب‌ تجربه‌ و تخصص‌ در آن‌ زمينه‌، به‌ خلاقيت‌ واقعي‌ دست‌ مي‌يابد و لذا تداوم‌ فعاليت‌هاي‌ گروه‌ در مدت‌ زمان‌ طولاني‌ نتايج‌ شگفت‌انگيز و ارزشمندي‌ در پي‌ خواهد داشت‌.13- گروه‌ مي‌تواند در بعضي‌ مواقع‌ جلسات‌ خود را در مكانهاي‌ تفريحي‌ و فرح‌بخشي‌ نظير مكانهاي‌ سرسبز برگزار كند كه‌ اين‌ خود مي‌تواند انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ تداوم‌ بحث‌ها باشد.14- گروه‌ بايد علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در رابطه‌ با رايانه‌ و اينترنت‌ و زبان‌ انگليسي‌ ارتقا دهد و از اطلاعات‌ روز برخوردار شود به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اعضا بتوانند از منابع‌ خارجي‌ بهره‌ برده‌ و از طريق‌ و بلاگ‌ها و يا وب‌هاي‌ ايجاد شده‌ توسط‌ گروه‌ به‌ انتشار نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود بپردازند. اين‌ اقدام‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ زمينه‌ براي‌ جذب‌ علاقه‌مندان‌ و تبادل‌ نظر در سطحي‌ بسيار وسيع‌تر و در مقياس‌ فراملي‌ پديد آيد كه‌ اين‌ خود زمينه‌ساز انتقال‌ علم‌ و دانش‌ به‌ داخل‌ مرزهاي‌ كشور است‌ و اعتبار ملي‌ را ارتقا مي‌دهد.15- گروه‌ بايد نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود را براي‌ علاقه‌مندان‌ در همايش‌ها ارايه‌ كند. اين‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد كه‌ گروه‌ بازخوردهاي‌ ارزشمند از ديگران‌ دريافت‌ كرده‌ و از طرفي‌ بتواند با انگيزش‌ بيشتر به‌ نقد و بررسي‌ و اصلاح‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ بپردازند.16- لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ در زمينه‌ «روانشناسي‌ گروه‌» مطالعه‌ كنند. كسب‌ اطلاعات‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌تواند زمينه‌ساز شناخت‌ اعضاي‌ گروه‌ از يكديگر شده‌ و زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر شود.بدون‌ شك‌ تشكيل‌ گروه‌ و ادامه‌ فعاليت‌هاي‌ آن‌ همچون‌ تولد موجودي‌ است‌ كه‌ اگر تداوم‌ يابد، آرام‌آرام‌ رشد و تكامل‌ يافته‌ و به‌ مرحله‌يي‌ خواهد رسيد كه‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ از خود به‌ جامعه‌ ارايه‌ مي‌كند و چه‌ بسا زمينه‌يي‌ براي‌ وقوع‌ خلاقيت‌ و كارآفريني‌ در جامعه‌ و شروعي‌ براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ باشدو ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اگر اين‌ گروه‌ در فكر خدمت‌ به‌ جامعه‌ نباشد بدون‌ شك‌ در نيمه‌ راه‌ از حركت‌ باز خواهد ايستاد. 1 - ابتدا يك‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بيابيد كه‌ ممكن‌ است‌ مرتبط‌ با كار و يا امور زندگي‌ شما باشد و از اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنيد لذت‌ ببريد و حتي‌ بتوانيد چندين‌ سال‌ در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ و بررسي‌ كرده‌ و نتايج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و يا زندگي‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ كنيد تصميم‌ گرفته‌ايد در زمينه‌ «حفظ‌ محيط‌ زيست‌» به‌ بررسي‌ بپردازيد، لذا اين‌ موضوع‌ مي‌تواند شروعي‌ براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در زمينه‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشيد، موضوعي‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ سبب‌ ايجاد يك‌ انگيزه‌ قوي‌ در شما شود. به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مشكلات‌ نتواند به‌ راحتي‌ شما را از ادامه‌ اين‌ راه‌ بازدارد.2- اكنون‌ شما بايد به‌ جست‌وجوي‌ افراد علاقه‌مندي‌ بپردازيد كه‌ دوست‌ دارند در رابطه‌ با موضوع‌ مورد نظر با شما همكاري‌ كنند حتي‌ اگر انتخاب‌ اين‌ افراد مدت‌ زمان‌ زيادي‌ طول‌ بكشد و به‌ خاطر داشته‌ باشيد اولين‌ پايه‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌، وجود افراد با انگيزه‌ها و علاقه‌مند به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ است‌.3- هنگامي‌ كه‌ گروه‌ كاري‌ خود را تشكيل‌ داديد براي‌ آن‌ هدف‌ و وظايفي‌ را تعريف‌ كنيد. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ يك‌ گروه‌ تشكيل‌ دهيد كه‌ هدف‌ از آن‌ «دستيابي‌ به‌ دانش‌ IT» است‌. ابتدا هدفهاي‌ مورد نظر را تعريف‌ كنيد و آن‌ موقع‌ وظايف‌ هر كسي‌ را در گروه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ تعيين‌ كنيد ،به‌ گونه‌يي‌ كه‌ هر كس‌ بتواند در يك‌ مدت‌ زمان‌ مشخص‌ وظايف‌ خويش‌ را به‌ انجام‌ رساند و ارايه‌ گزارش‌ كند.4- تلاش‌ كنيد يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ شما اهل‌ نوشتن‌ و نويسندگي‌ باشد تا بتواند نتايجي‌ را كه‌ در گروه‌ به‌ دست‌ مي‌آيد به‌ خوبي‌ ثبت‌ كند. اين‌ مستندات‌ سبب‌ مي‌شود انديشه‌ گروه‌ آرام‌ آرام‌ به‌ ديگران‌ منتقل‌ شده‌ و مورد نقد و بررسي‌ قرار گيرد و گهگاه‌ لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ را به‌ صورت‌ يك‌ مقاله‌ در اختيار ديگران‌ قرار داده‌ و زمينه‌ براي‌ تبادل‌ انديشه‌ و افكار ميان‌ علاقه‌مندان‌ به‌ موضوع‌ فراهم‌ شود.5- مسووليت‌ گروه‌، كاري‌ مشكل‌ است‌ لذا فردي‌ كه‌ مسووليت‌ گروه‌ را مي‌پذيرد بايد در برقراري‌ ارتباط‌ با ديگران‌،فردي‌ موفق‌ باشد. او بايد دانسته‌هاي‌ خويش‌ را در خصوص‌ برقراري‌ ارتباط‌ موثر با ديگران‌ افزايش‌ دهد، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ بتواند در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند. انسانها زماني‌ علاقه‌مندند با ديگران‌ ارتباط‌ صادقانه‌ و خوبي‌ برقرار كنند كه‌ اين‌ ارتباط‌ از قلب‌ها آغاز شود و اصولا هيچ‌ كس‌ قادر نيست‌ در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند، مگر آنكه‌ از خصايل‌ اخلاقي‌ ارزشمندي‌ برخوردار باشد. مسوول‌ گروه‌ بايد سختكوش‌تر، ثابت‌ قدم‌ تر و چه‌ بسا مطلع‌تر از ديگران‌ باشد و او بايد گوي‌ سبقت‌ را از بابت‌ مطالعه‌ و جست‌وجوگري‌ از ديگر اعضاي‌ گروه‌ بربايد تا از اين‌ طريق‌ زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر در گروه‌ پديد آيد.6- حفظ‌ احترام‌ ميان‌ اعضاي‌ گروه‌ از اصول‌ اساسي‌ حاكم‌ بر گروه‌ است‌. انسانها همه‌ به‌ دنبال‌ تكامل‌ و رشد شخصيت‌ هستند و هنگامي‌ كه‌ افراد در گروه‌، كسب‌ شخصيت‌ كرده‌ و مورد احترام‌ واقع‌ مي‌شوند، زمينه‌ براي‌ ارتقاي‌ بهداشت‌ رواني‌ در بين‌ اعضا، مهيا مي‌شود. به‌ همين‌ خاطر همبستگي‌ ميان‌ اعضا بيشتر شده‌ كه‌ اين‌ خود سبب‌ پايداري‌ گروه‌ مي‌شود.7- آموزش‌ مستمر بايد در گروه‌ تداوم‌ يابد و هر كسي‌ بايد بكوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزايش‌ دهد و نتايج‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كند و هر كسي‌ بايد تنها در فكر رشد ديگري‌ در گروه‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ گروه‌ در آينده‌ از هم‌ خواهد پاشيد. بايد اين‌ نكته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود كه‌ اگر در جامعه‌ يي‌ هر كسي‌ سعي‌ كند جلوي‌ رشد ديگري‌ را مسدودكند تا از اين‌ طريق‌ رشد يابد، فرصت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ خلاقيت‌ و رشد چنين‌ جامعه‌يي‌ بر باد خواهد رفت‌.
نحوه بازاریابی و کسب و تجارت و افزایش سود در کار آفرینی
بازار یابی :بازاریابی اثر بخش به عـنوان ساختن چیـزی که بتواند بفروشد و نه فروش آنچه که می توانید بسازید تعبیـر می شود.سازمانهایی که آنجه را که تولید می کنند می فروشند محصول مدار هستند یعنی ابتدا محصول را تولید می کنند و سپس بـرای محصولات خود به دنـبـال مـشـتـری هـسـتـنـد و به بازار یابی بعـنوان وسـیله ای برای ترغیب مشتـریان به خـریــد می نگرند. موفق ترین سازمانها آنهایی هستند که آنجه را که می توانند بفروشند تولید می کنند ، آنها مشتری مدار هستند یعنی در پاسخ به نیازهای مشتری محصولات و خدمات خود را عـرضه می کنند.در نتیجه بازاریابی را می توان ، به عنوان فعالیتی لازم برای تطبیق کالاها با نیازها و خواسته های بازار تعریف کرد و بازاریابی فعالیت هایی چون برنامه ریزی و قیمت گذاری و توزیع تبلیغات و معرفی محصولات را شامل می شود.شر کتها در زمینه بازار یابی سه دسته اند :1- شرکت های پیشرو2- شرکت های پیرو3- شرکت های ایستاشرکت های پیشرو:شر کتی فعال است ودرک درستی از بازار یابی دارد.در تحقیقات و رشد محصولات سرمایه گذاری می کند و راهکارهای بد یهی ارائه می دهد.شرکت های پیرو:خالی از هرگونه روحیه جسورانه است ممکن است موفق شود اما امکان موفقیت خیلی کم است چون تمایلی به خطرپذیری ندارد و ترجیح می دهد خود را به خطر نیاندازد و برای انتخاب راه منتظر بازار می ماند.شرکت های ایستا:همواره به یک شکل کار خود را ادامه می دهدو دلیلی برای تغیر ندارد و منزوی و بی تفاوت است.ابزار اصلی تشکیل دهنده ی بازار یابی به چهار P معروفند :1- محصولات product2- قیمت price3- مکان place4- تبلیغات promotionیعنی بازاریابی شامل طراحی و تولید محصول به شکلی که نیاز مصرف کننده را رفع کند. تعیین قیمت واقعی یعنی قیمتی که علاوه بر تضمین سود مشتری را راضی نگه دارد. عرضه محصولات در مکان مناسب (جایی که مشتریان بتوانند محصول را بخرند).تبلیغات برای تشویق مشتری ها برای خرید محصول است.اجزای تشکیل دهنده این آمیزه در تمام سازمان ها مشابه است و تنها نسبت آنها متفاوت است.برای مثال در جایی که قیمت برای مشتریان اهمیت زیادی دارد این قیمت است که بر آمیزه تسلط دارد.قیمت پایین در اغلب موارد نشانگر کیفیت پایین محصول است ومشتریان یک محصول را به دلیل ارزانی آن نمی خرند آنها به خاطر نیاز خود خرید می کنند. توجه خود را به فروش مبتنی بر ارزش معمطوف کنید نه فروش بر مبنای قیمت.پنجمین P آمیزۀ بازاریابی روابط عمومی Public Relations :برای موفقیت در امر بازاریابی ارائه یک تصویر خوب یک پیش نیاز تلقی می شود مثلا با حمایت از یک مرکز خیریه یا یک رویداد ارزشمند مشابه و معرفی آن به عموم جایگاه قوی تری برای خود فراهم کنید.استفاده از اطلاعات در زمینه بازاریابی :به عنوان مثال اگر شرکت تولید کننده پوشاک آقایان به این نتیجه برسد که 75% مشتریان بانوان هستند پس معلوم می شود که مردان خرید پوشاک خود را به مادران،همسران، و نامزد خود محول می کنند، در چنین حالتی بهتر است به جای آقایان ، بانوان هدف آگهی های تبلیغاتی قرار بگیرند.نیازها و انتظارات :مشتریان نیازها و انتظاراتی دارند که لازم است از جانب سازمانها در نظر گرفته شوند. نیاز یعنی آنچه که مشتری به برآورده شدن آن احتیاج دارد.انتظار یعنی آنچه که مشتری به طور حتم به آن نیاز ندارد ولی توقع دارد که آن را داشته باشد.مدیریت تجربه مشتری یا CEM :فرآیندی که همه تجربیات مشتری از یک محصول یا یک شرکت را زیر نظر دارد و آن را بصورت استراتژیک مدیریت می کند. بدین منظور از رویکردهای متفاوت همچون نام و نشان تجاری ، تنوع محصول ، بخش بندی بازار و روابط عمومی بازاریابی ، شامل مدیریت روابط عمومی مشتری ورضایت مندی مشتری اســتـفاده می شود.هدف نهایی CEM غلبه بر موانع و شکاف بین حرف و عمل است که از طریق بازنویسی فرمول های اصول اولیه بازار یابی انجام می شود و در نهایت می توان گفت که CEM به چهار جنبه از مدیریت بازاریابی تاکید می کند.تمرکز بر تمام جنبه های مرتبط با مشتری.ترکیب موشکافی و خلاقیت.توجه همزمان به برنامه ریزی و اجرای برنامه های داخلی و خارجی.مراحل اساسی برای یک تبلیغات موفق عبارتند از : 1- جلب توجه 2- تحریک خواسته ها 3- ایجاد علاقه 4- جلب اعتماد5- حرکت زاییجلب توجه : از یک طرح بدیع ، رنگ ثابت و حروف بزرگ وتصویر اثر گذار برای برای جلب توجه استفاده کنید.تحریک خواسته ها :با طرح یک موضوع جذاب کاری کنید که مشتریان تحریک شوند و به طرف موضوع جلب شوند و محصول را به وی گوشزد کنید.ایجاد علاقه:به محصول رنگ و لعاب بدهید و مزایای چنین خریدی را بشمارید و امتیازات ارزش محصول را به وی گوشزد کنید.جلب اعتماد:با ارایه دلیل محکم و قانع کننده ، مشتری را متقاعد کنید به آنچه می فروشید احتیاج دارند.حرکت زایی:با عباراتی نظیر عرضه کوتاه مدت مشتری را وادار به اقدام کنید ، می توان تلفن رایگان ، پرداخت از طریق کارت اعتباری و ... مشتری را راحت تر به حرکت در آورید.انگیزه :برای جلب مشتری و بازاریابی موفق باید عامل انگیزه را در نظر گرفت برای مثال دو نفر مشتری یک کافی شاپ هستند اما انگیزه های متفاوت دارند مثلا یکی به خاطر این از این مکان استفاده می کند که مکان دنج و راحتی است و چند لحظه ازمحل کار وی فاصله دارد و دیگری مسافت زیادی را طی می کند زیرا در این محل سیگار کشیدن ممنوع است .مورد دیگر رسیدگی به شکایات است این مورد را جدی تلقی کنید مشتریانی که شکایتی دارند و نسبت به شکایت آنها رسیدگی شده وفادارتر هستند.مورد دیگر برای بازاریابی پرورش وفاداری است:مشتریان باید دلیلی برای وفادار ماندن داشته باشند . ارایه محصولات و خدمات عالی کافی نیست از افراد به خاطر اینکه مشتری شما هستند تشکر کنید تا آنها احساس احترام وارزش کنند. معاشرت بت افراد نگرش آنها را نسبت به شما تغییر می دهد.رقیبان :در مورد رقیبان خود به بررسی و مطالعه بپردازید شاید با این کار برخی از ایده های آنها را نسخه برداری کنید و با تلفیق ایده های خود و آنها روشهای مناسبی را برای بازاریابی بیابید . ایده های برتر شرکت های دیگر را اقتباس کرده و با انجام این ایده ها توان خود را بالا ببرید.نام مناسب :نام مناسب کمک قابل توجهی به فروش محصولات و خدمات می کند . نامی انتخاب کنید که دیگران نتوانند از آن استفاده کنند و در سایر زبانها قابل تلفظ باشند و ترجمه آنها بار منفی نداشته باشد و املای ساده داشته باشد.چرخه محصول پنج مرحله دارد :1- تولید محصول2- معرفی محصول 3- رشد4- اشباع 5- سیر قهقراییتولید محصول:از زمانی آغاز می شود که شرکت پیشنهاد یا فکر محصول را به دست می آورد . در این دوره هم فروش و هم سود صفر است .معرفی محصول :در این زمان فروش اندک است و برای عرضه محصول به بازار هزینه بسیار زیادی صرف می شود و در نتیجه چیزی به نام سود وجود ندارد.رشد :دوره ای که بازار محصول را می پذیرد و سود افزایش می یابد.اشباع :دوره ای که فروش کاهش می یابد و میزان فروش ثابت کاهش می یابد زیرا شرکت در برابر رقبا هزینه های زیادی را از بابت تبلیغات صرف می کند.سیر قهقرایی : در این دوره سود و فروش رو به کاهش می رود.به ده دلیل قانع کننده، اینترنت باید در استراتژی بازاریابی گنجانده شود :ممکن است در نگاه اول حیرت‌انگیز به نظر برسد ولی بسیاری از شرکت‌ها، چه کوچک و چه بزرگ، باید به فکر توسعه‌ی یک راهکار منطقی در زمینه بازاریابی الکترونیکی باشند. با توجه به این ‌که از سال 1994 تا کنون صنعت بازاریابی به شکل موثری از اینترنت بهره گرفته است، می‌توان این طور نتیجه گرفت که سازمان‌هایی که در فعالیت بازاریابی خود راهکاری برای استفاده از اینترنت درنظر نگرفته‌اند اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند.1- مکانی برای جستجوی اطلاعات :احتمالا مهم‌ترین دلیل توجیه کننده‌ی نیاز شرکتها به استفاده از راهکار بازاریابی الکترونیکی، تغییراتی است که در نحوه جستجوی اطلاعات توسط مشتریان صورت گرفته است. با آن که هنوز هم برخی مشتریان برای جمع آوری اطلاعات با مراجعه به مراکز خرید، مشورت با نمایندگان فروش، جستجو در مغازه‌ها و صحبت با دوستان نیازهای خود را رفع می‌کنند، شمار فزاینده‌ای از آنها نیز شبکه اینترنتی را به عنوان منبع آگاهی اولیه خود برمی‌گزینند.از زمانی که سایت‌های جستجو به مقصد نهایی بسیاری از کاربران تبدیل شده است، مشتریان به طور خاص از موتورهای جستجو به عنوان پورتالهای اطلاعاتی مورد نیاز خود استفاده می‌کنند. بخش بازاریابی باید تشخیص دهد که اینترنت محلی است که مشتریان آن‌را برگزیده‌اند و این موضوع برای حضور و بقا بازاریاب ها در دنیای تجارت، باید مورد توجه قرار گیرد. 2- آنچه مشتری توقع دارد :امروزه نه تنها اینترنت به منبعی منتخب برای جستجوی اطلاعات تبدیل شده است، انتظار می‌رود در چند سال آینده افراد توقع خواهند داشت که مطالب مورد نظر خود درباره کالا را در آن یافته، معاملات خود را از طریق اینترنت انجام دهند. این مطلب به خصوص در مورد مشتریان زیر 25 سال صدق می‌کند. در بیشتر کشورها تقریبا تمام کودکان و نوجوانان با آگاهی از نحوه‌ی استفاده از اینترنت، پرورش می‌یابند. با تسلط این نسل بر معاملات خانگی و تجاری، بدیهی است که آنها خواهان پررنگ‌تر بودن حضور شرکت ها در شبکه اینترنتی خواهند بود.3- ضبط اطلاعات گسترده درباره مشتری : شبکه اینترنت (به عنوان یک ابزار جمع آوری اطلاعات) در مقام تهیه اطلاعات درباره‌ی چگونگی فعالیت مشتری در وب ابزاری بی همتا است. هر بازدیدکننده با ورود به یک سایت، اطلاعاتی درباره چگونگی ورود خود به سایت، جهت‌یابی، موضوعاتی که روی آن کلیک کرده، جنس خریداری‌شده و جزییات بی‌شمار دیگری از این دست به جا می‌گذارد. با استفاده از روشی برای شناسایی هویت مشتری (مانند اطلاعات ورود به سایت)، بازاریاب قادر است فعالیت مشتری را در جریان بازدیدهای مکرر پی‌گیری کند. شناخت رفتار و اولویت‌های مشتری فرصت‌های زیادی را برای پاسخ‌گویی به نیازهای او ایجاد می‌کند و در صورت تشخیص صحیح، مشتری با وفاداری درازمدت خود پاسخ‌گوی این اقدام خواهدبود.4- بازاریابی هدف‌مند :بهترین راه هزینه کردن برای بازاریابها، سرمایه‌گزاری مستقیم روی افرادی است که بیش از بقیه احتمال می‌رود جذب تولیدات آنها بشوند. متاسفانه تلاش برای نشانه‌گرفتن مشتریانی با بیش‌ترین احتمال خرید چندان آسان نخواهد بود. به عنوان مثال میزان پولی را در نظر بگیرید که چگونه در تبلیغات تلویزیونی برای افرادی هزینه می‌شود که احتمالا کالای مورد نظر را نخواهند خرید. با این حال قابلیت بی‌همتای شبکه اینترنت در شناسایی و ردیابی رفتار مشتری، توانایی بخش بازاریابی را در هدف‌گیری افرادی با بیشترین پتانسیل برای خرید کالاهای مذکور افزایش داده است. 5- برانگیختن میل افراد به خرید :اینترنت، خواه خوشایند مشتری باشد و خواه نباشد، به بهترین عرصه برای تحریک افراد به خرید، تبدیل شده است. قسمت اعظم این اتفاق را می‌توان به بهره‌گیری بخش بازاریابی از پیشرفت‌های حاصل در حوزه فناوری مرتبط دانست که 1) به وب‌سایت ها اجازه می‌دهد پیشنهادات خود را براساس رفتار برخط مشتری تنظیم کنند و 2) فرایند معاملات برخط را بهبود می‌بخشد.اما این نوع خریدها هم‌چنین از روش "حالا بخرید، بعد پرداخت کنید" ، رویکرد رایج جامعه‌ای که در آن مصرف کارت‌های اعتباری بیش از اندازه رایج شده است، بهره می‌گیرد. حال چگونگی تاثیر این مطلب در طول زمان و در حالی که بیشتر مشتریان در قروض خود غوطه ور خواهند بود، نیاز به مراقبت داشته، می‌تواند بر فعالیت برخط بخش بازاریابی موثر باشد. 6- ارایه تولیدات و خدمات سفارشی :شرکت‌ها به خوبی به این نکته واقفند که با طراحی تولیدات و ارایه خدمات به منظور برآورده کردن نیازهای اشخاص می‌توانند مشتریان دایمی خود را افزایش دهند. این موضوع بسیاری از بخش‌های بازاریابی آنلاین را به انجام راهکارهای سفارشی سازی در سطح عمده سوق داده است. به این‌ترتیب که آنها به مشتری گزینه های آنلاینی را برای طراحی تولیدات و خدمات ارایه می‌کنند.ماهیت تعاملی شبکه اینترنت روش "به میل خودتان بسازید" را به گزینه ای تسهیل کننده در تحقق حق انتخاب در امر خرید تبدیل می کند. مشتریان مختار به انتخاب، وقتی احساس کنند شرکت طرف معامله‌ی آنها دقیقا کالای مورد نظر ایشان را توزیع خواهد کرد، در دراز مدت به مشتریان وفادار شرکت تبدیل خواهند شد. 7- به دام انداختن فوری مشتریان در زمان حراج و تخفیف :هیچ شیوه ارتباطی با اینترنت در روند تاثیر تبلیغات به واکنش بی‌درنگ مشتری برابری نمی کند. چرا که در این شیوه مشتری بلافاصله بعد از تبلیغات شروع به خرید می‌کند. پیش از اینترنت، ثمربخش‌ترین روش "فراخوان برای خرید" از طریق برنامه های تلویزیونی صورت می‌گرفت.این برنامه‌ها بینندگان را تشویق می‌کردند با شماره تلفن‌های رایگان تماس حاصل کنند و سفارش دهند. با این حال، تغییر مشتری از حالت منفعل (تماشاگر تلویزیون) به وضعیت فعال (برداشتن گوشی تلفن و برقراری تماس)، به اندازه واداشتن افراد به کلیک روی تبلیغات اینترنتی، ساده نیست. 8- القا مفهوم "تامین‌کننده " تمام عیار در ذهن مشتری :اینترنت به سادگی توزیع‌کنندگان و خرده فروشان را به تامین کنندگانی همه‌جانبه تبدیل می‌کند. برخلاف تامین‌کنندگان تجارت سنتی که غالبا بر مبنای لیست موجودی در انبار یا خدماتی که در محل ارایه می‌دهند راجع به آنها قضاوت می‌کنیم، سایت‌های تجارت الکترونیکی این تصور را ایجاد می‌کنند که حجم زیادی کالای موجود در انبار و خدمات گسترده و متنوعی دارند. باید توجه داشته باشید که می توان این فعالیت را با قرار دادن اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات در وب‌ سایت تکمیل کرد.در عین حال می‌توانید در پشت پرده این فعالیت را با برخی تامین‌کنندگان بیرونی، بر اساس قراردادهای حمل و نقل و توافق‌های خدماتی، همراه کنید. با چنین تمهیداتی، مشتریان احساس می کنند با تامین کنندگانی روبه رو هستند که خدمات همه جانبه‌ای را ارایه می‌کنند. این در حالی است که درصد خاصی از این تولیدات و خدمات از منابع دیگر تامین شده‌اند. 9- سربار کمتر، هزینه های پایین تر و خدمات بهتر :امروزه فناوری اینترنت جایگزین روشهای پرهزینه توزیع محصولات و ارایه خدمات و همچنین مدیریت نیازهای اطلاعاتی مشتری می شود. در توزیع تولیدات و ارایه خدمات به شیوه دیجیتالی( مانند موسیقی، نشر، گرافیک و غیره) مقادیر زیادی از هزینه ها صرفه جویی می‌شود، زیرا در این روش، هزینه‌های حمل و نقل از معادله هزینه اساسا پاک شده است.در حوزه‌های دیگر بازاریابی مانند بخش خدمات مشتری نیز می‌توانیم شاهد چنین صرفه‌جویی‌هایی باشیم: شرکت ها با فراهم کردن امکان دسترسی آن‌لاین به اطلاعات مربوط به تولیدات از طریق سیستم های مدیریت دانش (Knowledge Base) و پاسخ به سوالات تکراری(FAQ) ، قادرند از حجم تماس‌های تلفنی مشتری بکاهند.فروشندگان نیز می‌توانند با تشویق مشتریان بالقوه به کسب اطلاعات برخط درباره‌ی کالای مورد نظر، قبل از جلسات رو در رو، آمادگی مشتری را برای خرید افزایش دهند. با این روش زمانی که پیش از این صرف توضیح اطلاعات ابتدایی شرکت و اطلاعات مربوط به کالاها می شد کاهش یافته، زمان بیشتری به درک و ارایه راه حل برای مشکلات مشتری اختصاص می‌یابد. با توجه به این مثال‌ها، اینترنت می‌تواند علاوه بر کاهش هزینه‌های عملیاتی و اجرایی، ارزش بیشتری به مشتری ها بدهد. 10- دامنه حضور خود را جهانی کنید :شبکه اینترنت کانالی ارتباطی و توزیعی است که قابلیت در دسترس بودن جهانی را برای تولیدات و خدمات یک شرکت فراهم می‌کند. یک بازاریاب محلی می‌تواند با داشتن یک وب‌سایت به بازاریابی جهانی تبدیل شود و به این ترتیب بازار هدف بالقوه خود را در مقایسه با میزان کنونی تا چند برابر افزایش دهد.برخلاف زمانی که تجارت الکترونیکی هنوز باب نشده بود و بازاریابی بین المللی کاری وقت‌گیر و پرهزینه به شمار می‌رفت، اکنون بارگذاری کردن فایل‌ها در اینترنت برای ایجاد یک وب سایت تنها کاری است که باید برای حضور در عرصه جهانی انجام دهید. درحالی که تاسیس یک وب‌سایت به تنهایی فروش بین المللی را تضمین نمی کند (برای این که یک سایت از نظر بین المللی کارآمد باشد، به فعالیت بازاریابی زیادی نیازمند هست)، ولی اینترنت در مقایسه با روزهای قبل از همه گیرشدن آن، جهشی عظیم را به سمت تجارت جهانی فراهم می کند.
ده توصیه بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک :کسب و کارهای کوچک بدلیل ماهیتشان نمی توانند از روشهای پر هزینه تبلیغاتی برای معرفی خود و محصولاتشان استفاده نمایند. برای بازاریابی این کسب و کارها بایستی بدنبال روشهای کم هزینه تر باشند. در زیر سعی شده است که روشهای کم هزینه که الزاما الکترونیکی نیستند ، معرفی شوند.شما می توانید مشابه این روشها را برای بازاریابی الکترونیکی هم مورد استفاده قراردهید.1- بهترین آگهی های خود را بصورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان خود در بازار هدف خود ارسال کنید:مشتریان کارتهائی را می خوانند که کوتاه و خلاصه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می تواند بازدیدکنندگان زیادی را به وب سایت شما بیاورد و این خود می تواند باعث افزایش فروش شما شود. هزینه اینکار معمولا زیاد نیست.2- یک روش بازاریابی معمولا برای همیشه برای همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روشهای بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روشها خلاق باشید :مشتریان شما اگر متن آگهی شما عوض نشود خسته می شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شد. بازاریابی می تواند مفرح باشد بنابراین از مزیتهای استفاده از روشهای متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان باارزش خود استفاده کنید. اما در انتخاب روشهای بازاریابی خود دقت کنید. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روشهای متنوع استفاده کنید. همیشه نظر مشتریان خود را در مورد روشهائی که بکار برده اید جویا شوید این نظریات می توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کند.3- کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب :اگر می خواهید برای مشتری خود بروشور معرفی محصولات را بفرستید، می توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را که فکر می کنید برای مشتری شما مفید است را هم بفرستید. اینکار می تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید می توانید قبل از اینکار با تولید کننده آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلا درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.4- جواب تلفنهای خود را متفاوت بدهید :سعی کنید که سفارشهای خاصی را در هربار جواب دادن تلفن ، به مشتری خود ارائه کنید. بعنوان مثال می توانید بگوئید " روز بخیر؛ من ... هستم . از من درباره سرویسهای جدید سوال کنید." تلفن کننده مجبور می شود که از شما در مورد این سرویسها سوال کند. بیشتر شرکتها پیامهائی را از پیش ظبط شده دارند که وقتی مشتری پشت خط می ماند آنها را برای مشتری پخش میکنند. شما می توانید اینکار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان شما جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می گیرد، با ارائه آگهی های طولانی وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.5- استفاده از دست نوشته :سعی کنید در تمام نامه هائی که برای مشتری خود می فرستید، از دست نوشته و یا مهرهای مخصوص یا برچسب های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته ای روی نامه در اولین بار که نامه دیده می شود خوانده می شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته در صورتی بطور کامل خوانده می شوند که خلاصه و کوتاه باشند بطوریکه بیننده بتواند آنرا در کمتر از ده ثانیه بخواند.6- یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود که تازه از شما خرید کرده است بفرستید :اگر بعنوان مثال مشتری شما لباسی را از شما خریده است، می توانید نامه ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خرید بعدی بطور مثال از تخفیف بیست درصدی برخورداد است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.7- خبرنامه :آیا می دانید هزینه فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می توانید بازاریابی خود را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه خبرنامه چاپی برای شما زیاد است، می توانید با استفاده از پست الکترونیک اینکار را با هزینه بسیار پائینی انجام دهید. همیشه در خبر نامه خود می توانید پیشنهاد فروش ویژه ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.8- بازاریابی مشترک :اگر فکر می کنید که قادر به تحمل هزینه بازاریابی به تنهائی نیستید، بدنبال شریکی باشید که محصول او هم مناسب مشتری شما باشد یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگر باشد. با ارائه طرح بازاریابی مشترک می توانید در هزینه های بازاریابی صرفه جوئی کنید. علاوه برای با این روش سرویس بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می کنید.9- بروشورها و آگهی های خود را در تمام نامه های ارسالی شرکت خود قرار دهید :اینکار هزینه زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه کار قطعا متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می رشد و سفارش خرید به شما می دهند.10- سمینار:ارائه سمینار در زمینه کار خودتان یا شرکت در سمینارهای مرتبط می تواند نقش بسیار زیادی در معرفی کسب و کار شما داشته باشد. اگر می خواهید سمیناری در محل کار خود برگزار کنید، بخاطر داشته باشید که ارائه یک سمینار رایگان نمی تواند مشتریان شما را جذب کنید. دریافت هزینه جزئی علاوه بر اینکه مقداری از هزینه های سمینار را پوشش می دهد می تواند در جذب مخاطب هم به شما کمک کند. البته چنین سمینارهائی باید بسیار با کیفیت و با برنامه ریزی ارائه شوند.
خلاقیت دو کارآفرین سوئیسی
مارکوس و دانیل دو برادر سوئیسی هستند که توانسته‌اند نام خانوادگی‌شان را تبدیل به یک مارک تجاری منحصر به فرد کنند، به نام "فرایتاگ". (Freitag) محصولی که این دو برادر ارائه می‌دهند، ‌فقط کیف است، آن هم در انواع مختلف، از کاری و خرید گرفته تا کیف‌های آی‌پاد و آیفون. البته در بین محصولاتشان می‌توان جاکلیدی هم پیدا کرد.کیف‌های برادران فرایتاگ با تمام کیف‌هایی که پیش‌تر به بازار آمده‌اند، یک تفاوت اصلی دارند و آن هم اینکه سرچشمه‌ی به وجود آمدنشان صد در صد ناشی از خلاقیت این دو برادر بوده است. ۱۶ سال پیش اولین کیف فرایتاگ روی میز آشپزخانه‌ی آپارتمان این دو برادر در زوریخ متولد شد.
در آن زمان روزانه صدها تریلی حمل بار از نزدیک خانه‌ی آنها رد می‌شد؛ چیزی که باعث به ستوه آمدن همسایه‌ها شده بود، به دانیل و مارکوس ایده بخشید. آنها با استفاده از یک روکش کهنه‌ی تریلی و یک کمربند ایمنی فرسوده اولین کیف را در آشپزخانه‌تولید می‌کنند.
مارکوس می‌گوید: «این کیف‌ها واقعا دوام زیادی دارند. عمر قدیمی‌ترین کیف ما به ۱۶ سال می‌رسد و هنوز هم قابل استفاده است. من هر چند وقت یکبار در زوریخ آن آقا را که کیف ما را خرید، در خیابان می‌بینم و خوشحال می‌شوم؛ هر چند کیفش کمی کهنه شده اما هنوز هم به خوبی کار می‌کند.»
بازار داغ خرید روکش تریلی
تمام کیف‌ها توسط برادران فرایتاگ طراحی می‌شوند و برای این کار بایستی در مرحله‌ی اول تعداد زیادی روکش تریلی از سراسر اروپا خریداری شود. به گفته‌ی مارکوس آنها با این کار برای روکش‌های تریلی و کامیون یک بازار خرید هم به وجود آورده‌اند : «ما یک لیست قیمت داریم. بسته به رنگ، برای هر کیلو مبلغ متفاوتی را پرداخت می‌کنیم. مثلا وقتی که تعداد زیادی روکش آبی داریم، قیمت رنگ آبی پایین می‌آید و وقتی هم که نیاز به رنگ سبز خاصی داریم، پول بیشتری برای آن پرداخت می‌کنیم. در اصل یک بازار به راه انداخته‌ایم.»
مارکوس و دانیل به گفته‌ی خودشان هیچ‌وقت در خیابان برای ایده گرفتن دوره نمی‌افتند، بلکه تنها با استفاده از یک ورق سفید، طرح‌هایشان را پیاده می‌کنند؛ طرح‌هایی که همگی ساده و کاربردی هستند، اما مهمتر از همه اینکه نتیجه‌‌ی نهایی نباید یک کیف ارزان‌قیمت به نظر برسد. البته با دیدن قیمت‌هایی که در وبسایت آنها برای هر کیفی در نظر گرفته شده، این نکته به خوبی قابل درک است.
متخصصین شستشوی روکشچرخ‌های کارخانه‌ی فرایتاگ در حال حاضر با ۸۵ کارمند و تولید سالانه بیش از ۲۰۰ هزار محصول می‌چرخد. روکش‌های تریلی به محض رسیدن به کارخانه به طور اساسی شسته می‌شوند، البته در این بین باید دقت کرد که در حین شستشو آسیبی به آنها نرسد و نوشته‌هایشان پاک نشوند. همین امر هم موجب شده تا به گفته‌ی مارکوس، آنها به دانش ویژه‌ای در زمینه‌ی چگونگی شستن روکش تریلی هم برسند.
بعد از شستشو، نوبت عکاسی است تا بعدها خریداران و حتی دوزندگان هم بدانند که این کیف‌ها پیش از عمل چگونه بوده‌اند. مارکوس از ۱۲ دوزنده‌ای یاد می‌کند که در کارخانه‌ی فرایتاگ کار می‌کنند.
به گفته‌ی او، این افراد تنها دوزنده‌ی معمولی نیستند. آنها اغلب شابلون‌های سفید رنگی را روی روکش‌ها قرار می‌دهند و این طرف و آن طرف می‌برند تا اینکه بالاخره یک برش مناسب پیدا می‌کنند که می‌توان از دل آن کیف زیبایی را درآورد.نکیف آن
کیف‌های موزه‌ای
محصولات فرایتاگ بیشتر از راه اینترنت به فروش می‌رود، با این حال شماری از آنها در بوتیک‌های کوچک نیز عرضه می‌شوند.
البته داستان اولین فروش کیف‌های فرایتاگ در کشور همسایه، یعنی آلمان کمی متفاوت است: «اولین بار ما دو چمدان پر از کیف‌هایمان را با قطار شبانه به برلین قاچاق کردیم و آنجا در مرکز شهر در یک مغازه‌ی دنج فروختیم. حالا دیگر این کار را کمی حرفه‌ای‌تر انجام می‌دهیم. ماشین‌ها را بار می‌‌زنیم و مثلا راهی ژاپن یا ایتالیا می‌کنیم.»
محصولات فرایتاگ سالانه ۲۰ تا ۳۰ درصد رشد می‌کند و دانیل و مارکوس اعتقاد دارند که آنها همچنان پتانسیل بالایی برای رشد در بازار دارند. هر چند رشد بیشتر به معنای مشکلات بیشتر است.
علیرغم موفقیت چشمگیر، مارکوس همچنان همان انسان فروتن گذشته است که با دوچرخه سر کار می‌رود. البته نسبت به این موفقیت مغرور است، زیرا اولین کیف مارک فرایتاگ هم اینک در موزه‌ی طراحی قرار داده شده است.
به ویژه اینکه در حال حاضر نمایشگاهی در آنجا دایر است و این کیف در یک ویترین شیشه‌ای گذاشته شده است. علاوه بر آن، درست عین همان مدل در کلکسیون طراحی موزه‌ی هنرهای مدرن در نیویورک نگهداری می‌شود.
هفت عادت براي كسب و كار موفق
راي كسب و كار موفق بايد هفت عادت كليدي ايجاد كنيد. نبودن يا فقدان هر يك از اين عادتها مي تواند گزاف باشد.زماني كه شما صلاحيت و لياقت در هر يك از اين سطوح را پيدا كنيد سريعتر و راحتر از ساير رقبايتان مي توانيد به نتايج فوق العاده اي برسيد.1- برنامه كامل و سراسري: اولين نياز براي كسب و كار موفق عادت برنامه ريزي مي باشد. بطور كاملتر و با جزئيات بيشتري كه شما براي پيشبرد فعاليتهاي خود برنامه ريزي مي كنيد باعث مي شود كه خيلي سريعتر و آسانتر بتوانيد برنامه هاي خود را پياد ه سازي كنيدو به يك نتيجه مورد دلخواه خود براي شروع كسب و كار خود برسيد.برنامه ريزي درست اوليه از عملكرد ضعيف جلو گيري مي كند" اگر 20% از وقت خود را براي برنامه ريزي كار خود اختصاص دهيد با 80% با قي مانده به مجموع اهداف خود در كسب و كار مي رسيد. براي برنامه ريزي بهترو پيش برد عادتها اين سوالها را از خود بپرسيد و جواب دهيد:- دقيقاً محصولات و خدمات من چه چيزهايي هستند؟- مشتريان من چه كساني هستند ؟- علت خريد مشتريان من چيست؟- مشتري براي كار من به چه مقدار ارزش قائل است؟- چه چيزهائي باغث منع خريد مشتريان من در آينده مي شود؟- چه چيزي باعث برتري توليدات و محصولات من نسبت به ساير رقباء مي باشد؟- چرا مشتريان بالقوه من از رقباي من خريد مي كنند؟- چه چيز ارزشمندي را در خريد از رقباي من مشاهده مي كنند؟- چگونه مي توانم مشتريان رقباي خود را به خريد از محصو لات خودم ترغيب كنم؟- چه چيزي بايد مشتريان من را متقاعد كند كه خريد كردن از من را به سايرين ترجيح دهند؟يكبار ديگر شما بايد اين سوالها را از خودتان بپرسيد و جواب دهيد، مرحله بعدي از برنامه ريزي آماده كردن هدف هاي خاص براي فروش و سود آوري مي باشد.شما بايد دقيقاً افراد خود، پو ل، آگهي، بازاريابي، كه شما براي رسيدن به اهداف خود نياز داريد را تعيين كنيد.برنامه ريزي كاملي كه شما براي هر مرحله از فعاليتهاي كسب و كار خود قبل از شروع آن مي كنيد باغث مي شود كه شما به يك موقعيت عالي در هنگام شروع آن عملكردها برسيد.2- سا زماندهي كنيد قبل از اينكه شروع كنيد:يكبار ديگر شما يك برنامه كامل براي شروع كسب و كار خود توسعه مي بخشيد، شما بايد عادتهايي از سازماندهي كردن مردم و منابع مورد نياز قبل از شروع كسب و كار خود را ايجاد كنيد. در يك سازماندهي تمام منابعي را كه تشخيص مي دهيد در فرايند برنامه ريزي به آن نيازمنديد مي آوريد. گفته اي وجود دارد كه مي گويد:" غير حرفهاي ها از روي احساس سخن مي گويند اما حرفاي ها با منطق سخن مي گويند" كاملاً ضروري است كه تمام عواملي كه قبل از شروع يك كسب وكار بدان نيازمنديد را تشخيص دهيد و آنها را جمع آوري كنيد ، چرا كه حتي يك اشتباه كوچك در ابتداي راه مي تواند باعث شكست كل كسب و كار شود.3- پيدا كردن افراد مناسب:سومين عادتي كه شما بايد ايجاد كنيد، استخدام كردن افراد مناسب مي باشد كه شما را در رسيدن اهدافتان كمك مي كند. 95% از موفقيت شما به عنوان يك كارآفرين و مدير اجرائي مي تواند به وسيله كيفيت وتوانمندي افرادي كه شما آنها را براي كار كردن يا كار كردن روي آن تيم استخدام مي كنيد بستگي دارد. حقيقت اينست كه بهترين موسسات بهترين افراد را دارند و بهترين موسسات درجه 2 افراد درجه 2 و بهترين موسسات درجه 3 ميانگين يا حد واسط افراد را دارند، پس هر چقدرتوانمندي افراد بيشتر باشد كسب و كار نتيجه بهتري خواهد داشت.4- عاقلانه وكالت دادن :چهارمين عادتي كه شما براي پيشبرد كسب و كار درست مي باشد. شما بايد تواناييهاي خود را در جهت محول كردن يك شغل درست،با يك شخص درست در يك مسير درست توسعه بخشيد، ناتواني در يك وكالت بطور موثر مي تواند باعث شكست يا اجراي نادرست شخصي شود و حتي مي تواند شكست در كسب و كار را به همراه داشته باشد. با گسترش كسب و كار مسئوليت فرد بيشتر شده و در بعضي از مواقع بطور شخصي نمي توان از عهده همه اموربرآيد، بنابراين يك وكالت عاقلانه مي تواند به او در پيشبرد امور و موفقيت بيشتر كمك كند.5- بررسي كردن اينكه شما چه انتظاراتي داريد:پنجمين نياز براي يك كسب و كار موفق عادت نظارت درست مي باشد. شما بايد يك سيستم نظارت درست براي كسب و كار خود ايجاد كنيد و از انجام شدن آن مطمئن باشيد. ضروري است كه شما نحوه اجراي كار خود را كنترل كنيد و مطمئن شويد آن بر طبق زمان بندي و كيفيت سطوح مورد نياز انجام مي شود. هميشه گزارشي مبني از جزئيات و كليات كار خود را تهيه كنيد و نظارت كامل برروي آن را اتخاذ كنيد و هميشه از چگونگي انجام شدن آن مطلع باشيد .6- سنجش كارهاي انجام شده :ششمين عمل كارآفرينان موفق و مديران اجرائي عادت اندازه گيري ميزان كارائي مي باشد.شما بايد به طور خاصي استانداردهاي قابل اندازه گيري و بر گه هاي امتياز را براي نتايجي كه شما بدان نياز داريد را تعيين كنيد.شما بايد زمان شروع وموعد كارهاي خود را با توجه به انتظارات خود مد نظر گرفته و آنها را زمان بندي كنيد. يك مدير موفق هميشه زمان بندي درست و كارآمدي نسبت به كسب و كار خود داردو انجام امور خود را ما بين آن زمان بندي از پيش تعين شده قرار مي دهد. اهميت انتخاب و مشخص كردن اهداف خاص، اندازه گيريها و سنجش آنها بسيار مهم مي باشد.7- مطلع ساختن مردم از كسب و كار:هفتمين عادت براي افراد داراي يك كسب و كار موفق تهيه گزارش منظم و به دقت از نتايج كسب و كار براي مردم مي باشد. مردم اطراف شما احتياج بدان دارند كه بدانند چه چيزي در كسب و كار شما اتفاق مي افتد، بانكدارها احتياج دارند از نتايج مالي شما با خبر باشند، كارمندان شما احتياج دارند موقعيت و شرايط شركت شما را بدانند. افراد كليدي شما در همه سطوح نيازمند به آن هستند كه بدانند شركت شما به چه نتايجي خواهد رسيد. با مطالعه برروي چندين هزار كارمند مشخص شده است كه مهمترين عاملي كه منجر به خرسندي از كار مي شود " دانستن كار" مي باشد. مردم در هر سازماني به طور عميق نيازمند اين هستند كه بدانند و بفهمند چه چيزي در اطراف آنها و در رابطه با كار آنها اتفاق مي افتد. بطور كاملتر و با دقت بيشتر مردم را از نحوه عملكرد خود مطلع سازيد اين امر باعث بهبود كسب و كار شما مي شود و باعث مي شود كه به نتايج بهتري در رابطه با كسب و كار خود برسيد.
خودشکوفایی لازمه موفقیت و کارآفرینی
همانطور که کشورها و جوامع را به گروههای پیشرفته و توسعه یافته یا عقب افتاده تقسیم می کنیم، افراد انسان را نیز از لحاظ شخصیتی می توانیم در چنین طبقه بندیهایی جای دهیم.ما بارها از این طبقه بندی درمورد افراد استفاده می کنیم. مثلا" زمانی که چنین جملاتی را درمورد کسی بکار می بریم:انسان خوش فکری بود.واقعا" یه چیزهایی حالیش بود.خیلی از مرحله پرت بود.انسانی که از لحاظ شخصیتی توسعه یافته و بروز باشد، انسان خودشکوفا نامیده می شود. کارآفرینان و افراد موفق توانسته اند در مسیر خودشکوفایی گام بردارند. شما هم اگر خواهان رسیدن به خودشکوفایی هستید،این برنامه ها را اجرا کنید:- مطالعه و شرکت در برنامه های آموزشی مفید: یادتان باشد که مطالعه برای گرفتن نمره یا آموزش برای کسب مدرک ممکن است هیچ کمکی به خودشکوفایی و رشد شخصیت ننماید.از ته دل دنبال آموختن باشید و مطالعه کنید.- بروزبودن: سعی کنید درباره موضوعاتیکه مورد علاقه شما هستند، آخرین مطالب منتشرشده را مطالعه کنید. اینترنت منبع بسیار مهمی است برای دستیابی به اطلاعات بروز شده.- مطالعه زندگی آدمهای موفق: درمورد زندگی ایرانیان موفق بیشتر مطالعه کنید.مطالعه زندگینامه میلیاردرهای خارجی زمانی ممکن است مفید باشد که شرایط اجتماعی آنها را بخوبی درک نماییم. مطالعه زندگی هموطنان موفق مان که در شرایط اجتماعی یکسانی با ما رشد کرده اند، آسان تر و بهتر راهگشا خواهد بود.- همنشینی و معاشرت با پیروزمندان: چند نفر از دوستان یا افرادی که با آنها معاشرت دارید، انسانهای موفقی بوده اند؟ معاشرت با پیروزمندان شما را به موفقیت نزدیکتر می کند و همنشینی با انسانهای منفی و بازنده مانند سمی است درزندگی شما.- یاری رساندن به دیگران:هر پله ای که از نردبان ترقی بالا می روید، نگاهی به پایین بیندازید و دست کسان دیگر را هم بگیرید. فقط یادتان باشد که هیچگاه نخواهید که بزور دست کسی را بگیرید و با خود بالا ببرید چون در این صورت این تنها شما خواهید بود که سقوط خواهید کرد.- پایبندی به اخلاقیات: هر اندازه که پیشرفت نمودید، مراقبت بیشتری از خودتان برای سلامت نفس انجام دهید.پیروزمندانی که رعایت اخلاق و اصول انسانیت راسرلوحه برنامه های خودقرار داده اند، ماندگار شده اند و زمانی به بلندای تاریخ ستوده گردیده اند.
تفاوت در شخصیت
ما همواره نیاز داریم که با افرادی دارای شخصیت های متفاوت سرو کار داشته باشیم. در زندگی روزمره و در کسب و کار با آدمها ی گوناگونی مواجه می شویم که هریک ویژگیهای خاص خود را دارند.روانشناسان سعی کرده اند که افراد را از نظر شخصیتی طبقه بندی نمایند.افرادی که از روابط عمومی موثری برخوردار هستند در ارتباط با دیگران به ویزگیهای شخصیتی آنها توجه دارند و در شرایط یکسان از همه افراد توقع رفتاری مشابه را ندارند. این هم یکنوع طبقه بندی شخصیتی افراد، البته شما می توانید از این نوع طبقه بندیها الهام بگیرید و سیستم طبقه بندی شخصیتی خودتان را داشته باشید:-شخصیت همه چیز دان، معمولاً شخص متکبری ا ست که درباره همه چیز نظر می دهد. وقتی با او مقابله کنید، حالت دفاعی به خود می گیرد. این افراد نقاط حساس رفتاری دارند و پرخاشگرند و نمی دانند چطور یک تعارض را مدیریت کنند.-شخصیت نق نقو که نقطه مثبتی درباره هیچ چیز به نظرش نمی رسد. بجای یافتن راه حل همیشه شکایت می کند. به هر کسی چیزی متفاوت می گوید. این شخص نیاز دارد تا تکنیک های حل مشکلات را یاد بگیرد و همواره نظرات منفی اش را به اطراف پرتاب نکند!-شخصیت منفعل، این اشخاص معمولاً ایده ای نمی دهند و اجازه نمی دهند دیگران بفهمند طرفدار چه هستند. به عبارتی دهان بین نیز هستند و به راحتی نظراتشان دستکاری می شود. احساساتشان درباره مسایل مختلف، ثابت است و ترجیح می دهند وارد کشمکش نشوند. این اشخاص مورد توجه و احترام بخصوصی نیستند.-شخصیت زورگو، که رفتار دیکتاتورگونه و ترساننده دارد تا همه را با خود موافق کند. عقب نشینی نمی کند و دیگران را مقصر می داند. این اشخاص ذهن بسته ای دارند و برای اثبات نظر خود از کاری دریغ نمی کنند.-شخصیت بله قربان گو، که با هر نظری موافق است، کمی با شخص منفعل متفاوت است. بر این نوع شخصیت نمی توان اعتماد کرد زیرا فقط یک حرف را یاد گرفته است.-شخصیت منفی نگر که غیرقابل انعطاف است ، به دیگران طعنه می زند ومی تواند باعث ایجاد مشکلات جدی برای سایرین شود.
کارایی و خودانتظاری
به دو گروه از کارگران، کاری مشابه واگذار می شود.به گروه اول گفته می شود که کارآسانی باید انجام بدهند و به گروه دوم گفته می شود که کاری سخت و دشوار باید انجام شود. حدس می زنید نتیجه کار این کارگران چگونه بود، بله گروه اول کار را بنحو بهتری انجام دادند.آزمایش فوق مثالی از میزان کارایی ما بر اساس انتظاری است که از عملکرد خودمان داریم.
مراحل رسیدن به هدف
راه رسیدن به هر هدفی از شش مرحله مشخص و عملی تشکیل می شود:
هدف خود را دقیقا مشخص کنید.گفتن اینکه « من پول می خواهم » یا «می خواهم در دانشگاه قبول شوم» به تنهایی کافی نیست باید رقم پول را دقیقا مشخص کنید یا دانشگاه و رشته تحصیلی خود را معلوم کنید.
مشخص کنید که برای رسیدن به هدف خود چقدر حاضرید سرمایه بگذارید. چقدر حاضرید پول خرج کنید و چه مدت زمان را در شبانه روز حاضرید برای رسیدن به هدف صرف نمایید. توجه داشته باشید که برای رسیدن به هدف باید چیزهایی را از دست بدهید.
تاریخ مشخصی برای دستیابی به هدف خود در نظر بگیرید.
برنامه ای قطعی برای خود بریزید و بی درنگ دست به کار شوید. باید بدون درنگ دست بکار شوید.
هدف خود، زمان دست یابی به آن و برنامه خود را بنویسید.
یادداشت خود را روزانه چند بار با صدای بلند بخوانید.
اگر براستی خواهان رسیدن به هدف تعیین شده باشید، مراحل فوق راه رسیدن شما به موفقیت است.
کاروکاسبی های موفق
گاه یک بستنی فروش چنان در کاسبی خود موفق می شود که می تواند از تمام شهر مشتری جذب کند.همه ما نمونه هایی از اینگونه کاسبهای موفق را سراغ داریم. بسیاری از افراد در کسب و کار خود موفق می شوند و زبانزد سایرین قرار می گیرند.برخی از این افراد نیز موفق می شوند که کاسبی خود را توسعه بدهند و آن را به کسب وکاری بزرگ تبدیل کنند.براستی چه رمز ورازی در کار این افراد وجود دارد که اینچنین از هم رده های خود پیشی می گیرند؟اداره ای موسوم به مشاغل کوچک در امریکا در مورد این گروه از افراد مطالعه ای انجام داده است تا ویژگیهای مشترک این کاسبهای موفق را پیدا کند.بر اساس این مطالعه همه کسانی که در کاسبیهای کوچک موفق می شوند:- آماده انجام کار در ساعتهای طولانی تر هستند.آنها در صورت لزوم صبح زودتر از سایرین، کاسبی را شروع می کنند و شبها دیرتر کار را تعطیل میکنند.- از تکبر و ادعای توخالی در کار بدور هستند.آنها می دانند که باید نکات جدیدی را در کار خود یاد بگیرند وهمیشه داوطلب هستند تا مطالب تازه ای در کار خود بیاموزند.با آنکه بیشتر از سایرین کار می کنند اما همیشه برای یادگرفتن وقت دارند.- مشتری مدار هستند. یعنی برایشان رضایت مشتری از خدمات یا کالایشان بیش از هر چیزی اهمیت دارد.- در قول دادن بسیار محتاط هستند.آنها بشدت مراقب هستند که وعده ای ندهند که قادر به انجام آن نباشند.و نکته آخر اینکه براساس این تحقیقات همه این افراد از اینترنت استفاده می کنند.در ایرا ن هنوز بسیارند کسبه موفقی که از اینترنت استفاده نمی کنند اما مطمئن باشید که این وضعیت دوام نخواهد آورد و در آینده نزدیک همه کسبه موفق ایرانی از اینترنت بهره خواهند برد.نگران آنها نباشید چون خودشان آنقدر پویا هستند که دنبال یادگیری و استفاده از اینترنت بروند.من در راستای شغل خود اخیرا" از سوی کسبه سنتی تقاضاهای زیادی برای یادگیری استفاده ار اینترنت داشته ام.شما هم اگر می خواهید کسب و کاری موفق داشته باشید ضمن توجه به چهار ویژگی مورد اشاره در فوق نیاز خواهید داشت که اینترنت را وارد عرصه کسب و کار خود نمایید.
ویژگیهای کارآفرین
علیرغم اینکه در مورد ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان اجماع حاصل نشده و مطالعات خصوصیات کارآفرینان جامع و مانع نبوده لیکن اکثر صاحبنظران در زمینه کارآفرینی و ویژگیهای شخصیتی بر روی چند خصیصه اتفاق نظر دارند.در ادامه ضمن معرفی برخی خصوصیات مورد تاکید مدل محقق ساخته در این طرح را تشریح و سپس نتایج طرح در ادامه آورده خواهد شد.

انسان کارآفرین دارای ویژگیهای روانشناختی و شخصیتی خاصی می باشد که در اینجا برخی از آنها را مرور می کنیم:
1-حالتهای ذهنی مثبت:یکی از متفکران می گوید((حالتهای ذهنی ،آدمی را خوب وبد،شاد ومغموم،غنی یا فقیر می کند))انسانها حالتهایی دارد که نیرو بخش هستند مثل اعتماد،عشق،ایمان و ...وحالتهایی که فلج کننده هستند مانندابهام،افسردگی،غم و عجز.داشتن حالتهای ذهنی مثبت در گرو این است که آدمی اهل عمل باشد وعملکرد خود را در جهت رشد هدایت کند.(رضاییان،1379،ص338)
2-توفیق طلبی و آرزو مندی و میل فراوان:عبارت است از خواسته فرد براي رسيدن به هدف خود و انجام کاري موثرتر از قبل فرد جوياي موفقيت ،ميل به انتخاب هدفهاي به نسبت مشکل و گرفتن تصميمات خطر آفرين دارد.دارندگان اين نياز خواهان آگاهي سريع از نتايج عملکردشان هستند .و اين افراد خود مسئوليت کارهايي را که بايد انجام دهند می پذیرند. (مورهدوگريفين،1377،ص102) افراد کارآفرین میل و عطش زیادی برای موفقیت و پیشرفت در زندگی شغلی خود دارند.آنها هدف مشخصی دارند و از جان و دل خواهان رسیدن به آن هستند.3-کنترل درونی:هرگاه موقع کار وحرکت باشد، کارآفرین آماده است.او یک قرار ملاقات را بخاطر اینکه افسرده یا خسته است، لغو نمی کند.کارآفرینان برروی حالات و احساسات خود کنترل دارند و همیشه از روحیه لازم برای انجام کارها برخوردار هستند.4-نیاز به استقلال: در واقع نیاز به اسقلال،عاملی است که سبب می شود کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.یعنی کارهارا به شیوه خود انجام دهند ،طبق برنامه خود عمل کنند و سودی را که ایجاد کرده اند خود برداشت کنند.بچنان
[14] نیز استقلال را قلمرویی که یک شغل به افراد آزادی و استقلال می دهد و فرد با صلاحدید خود آن را انجام می دهدمیداند Bachanan and others,1985,p65) ). افراد کارآفرین نیاز دارند که طرحها و برنامه های خودشان را داشته باشند و آنها را باجرا دربیاورند.کارآفرینان نمی توانند خود را وابسته بدستورات دیگران بکنند.5-خلاقیت و نوآوری: عامل خلاقیت و نوآوری به اندازه ای در تبيین ،توصیف و تشریح فعالیتهای کارآفرینانه از اهمیت برخوردار است که پیتر دراکر معتقد است کارآفرینی بدون نوآوری وجود ندارد.به همین لحاظ خلاقیت ونواوری یکی از خصیصه های مهم کارآفرینان می باشد(احمد پور داریانی،1383،ص88). کارآفرینان بدنبال راههای جدید هستند.آنها می دانند که برای رسیدن به هدف ممکن است راههایی وجود داشته باشد که تا بامروز کسی آنها را تجربه نکرده باشد.
6-ریسک پذیری:انسان کارآفرین می داند که هرگز بشر چنین قدرتی را ندارد که آینده را بطور محتوم پیش بینی کند.اما کارافرین خطرپذیر است و با علم به اینکه ممکن است شکست بخورد، دست بعمل می زند.کارآفرینان می توانند راههای نو را بپیمایند چون نیاز ندارند که همه چیز مثل روز برای آنها روشن باشد.کارآفرین نیاز ندارد کسی به او تضمین بدهد که موفقیت در پیش است.7-کارایی در شرایط فشار: وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست و دشواریها گریبان انسان را می گیرد، از میزان کارایی کارآفرینان چیزی کاسته نمی شود.
8-روحیه شکست ناپذیری9-فرصت طلبی10-انعطاف پذیری11-تحمل ابهام وخوش بینی12- اعتمادبه نفس13-اندیشمند و برنامه ریز(جهانگیری و کلانتری ثقفی،1387،ص93).

شکست ناپذیری
دست بهرکاری می زد موفق می شد. او هرگز خطا نمی کرد.از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود.حل مسائل علمی برایش آسان بود بطوریکه پیچیده ترین مسئله ها را درچند لحظه حل می کرد. او کیست؟هر که می خواهد باشد اما او در این جهان زندگی نمی کند. با این همه جای شگفتی است که هروقت می خواهیم با اراده و پشتکار کار مهمی را انجام دهیم اورا بعنوان الگو انتخاب می کنیم و می خواهیم مانند او باشیم و چون بپای او نمی رسیم گاه خودمان را سرزنش می کنیم.نوابغ هم بارها راه را به خطا رفته اند اما مسیر خود را اصلاح کرده اند.هیچ قهرمان ورزشی نبوده است که در همه مسابقات پیروز شود.این افراد هرچه شکست بخورند، نیرو و توان بیشتری را برای موفقیت بکار می گیرند.بهمین خاطر است که انها شکست ناپذیر بنظر می آیند.در واقع شکست ناپذیری یعنی درس گرفتن از شکستها، ناامید نشدن و از پای ننشستن.
مزایا و زمینه های رشد کسب و کارهای خانگی
امروزه در بازار کار وسرمایه، کسب و کارهای خانگی مورد توجه روزافزونی قرار گرفته است بطوریکه برخی از کارشناسان عصر حاضر را دوران بازگشت به کسب و کارهای خانگی نامیده اند. مزایای بسیاری را برای این نوع کسب و کارها می توان برشمرد از جمله اینکه:- کاهش مصرف انرژی بعلت حذف رفت و آمد بین محل کار و منزل ونیز عدم نیاز به مکانی مجزا برای محل کار- ریسک کمتر کسب و کارهای خانگی: در اینگونه کسب و کارها نیاز به سرمایه گذاری کمتری وجود دارد و از هزینه های جاری نیز کاسته می شود.- امکان انجام کارهای تیمی بدون نیاز به حضور فیزیکی در مکانی خاص: با استفاده از شبکه اینترنت افراد مختلف می توانند باهم همکاری داشته باشند در حالی که هریک در منزل خود مشغول انجام کار هستند.- افزایش خلاقیت : محدودیتها و مقررات خاص محیطهای اداری و تجاری بشدت از کارایی نیروی خلاقه افراد می کاهد. بدیهی است که این محدودیتها در منزل جود ندارد.با توجه به مزایای کسب و کارهای خانگی ،در ایران زمینه های زیادی برای رشد این نوع کسب و کارها وجود دارد:- گرانی فضاهای تجاری و اداری: در سالهای اخیر هزینه خرید و اجاره اماکن تجاری و اداری بشدت رشد داشته است.- وضعیت زنان: تحصیلات بالای زنان در کشورما موجب گردیده است که همه افراد جامعه خواهان ایفای نقشی فعال در اقتصاد خانواده باشند.فرهنگ سنتی ما و نیز نگرانی افراد از وضعیت تربیت فرزندان در غیاب مادر حضور زنان در محیطهای اداری و تجاری را دشوار ساخته است.کسب و کارهای خانگی به بانوان این فرصت را میدهد که با حضور بیشتر در محیط خانواده نقش موثرتری در اقتصاد داشته باشند.- ترافیک شهری: دشواریها رفت و آمد روزانه در تهران و برخی شهرهای بزرگ و نیز فضای استرس زای محیطهای اداری و تجاری زمینه ای است برای گرایش مردم به کسب و کارهای خانگی.بطور کلی با توجه زمینه های موجود و مزایای کسب و کارهای خانگی در سالهای آینده شاهد رشد این نوع کسب و کارها خواهیم بود.

4
نکته اساسی در استخدام نیرو

شرح وظایف کارمند
بسیار بدیهی بنظر می رسد که قبل از اقدام برای استخدام نیرو باید جایگاه و وظایف او را مشخص کنیم اما در کسب و کار های کوچک ممکن است توجه لازم به این نکته صورت نگیرد. در واقع مدیر یا صاحب یک بنگاه کوچک اقتصادی ممکن است تنها به این دلیل دنبال نیروی جدید بگردد که می بیند کارها انباشته می شوند زیرا زمان و نیروی انسانی موجود برای انجام آنها کافی نیستند. اما فراموش نکنید که ورود یک نیروی کار جدید به محل کارتان ممکن است دست و پاگیر هم بشود، پس پیش از هرچیز یک شرح وظایف روشن برای نیروی کار جدید خود تهیه نمایید.
توجه به قانون و جنبه های حقوقی
مدیران و کارآفرینان سابقه دار هم می توانند مشاور خوبی باشند و ما را در زمینه های حقوق و قوانین کار راهنمایی کنند. اما مشکا اینجاست که چون این افراد پولی بابت چنین مشاوره هایی دریافت نمی کنند و نیز اغلب پرمشغله هستند، دسترسی به آنها همیشه امکان پذیر نیست.
تله احساس و عاطفه
توصیه می کنم که براستی در استخدام نیرو تسلیم تله احساس و عاطفه نشوید چون هم به زیان خودتان خواهد بود و هم به زیان نیروی کار.افراد کارآفرین بیشتر در معرض خطر افتادن در تله احساسی هستند. کارآفرینان چون همواره در فکر خدمت به جامعه هستند ممکن است تحت تاثیر چنین افرادی قرار بگیرند. شاید استفاده از یک قائده کلی بتواند ما را از این تله خلاص کند:
- هر کمکی از دستم برآید برای این فرد انجام می دهم ولی بهیچ عنوان اجازه نمیدهم وارد حوزه حرفه ای من بشود.
کمکهای نقدی به این افراد یا معرفی آنها به موسسات خیریه می تواند روشهای خوبی باشد اما بدترین کار استخدام این افراد است.
افراد همه کاره
یک اصل کلی در زندگی حرفه ای وجود دارد که ما گاهی آن را نادیده می گیریم:
کسی که در هر کاری سررشته دارد از عهده هیچ کاری بخوبی بر نمی آید.
با اینحال ما اغلب مجذوب آدمهای همه کاره می شویم. برای ما جالب است که آنها در هر زمینه ای اطلاعاتی دارند .اگر دنبال کسی می گردید که وظایف خود را بخوبی انجام دهد دور افراد همه کاره را خط بکشید. آنها از نظر شخصیتی هم معمولن در هیچ کاری نمی توانند دوام بیاورند.
طرح های نو
هر گاه انجام کاری برای شما جذابیت خود را از دست داد، آن را به دیگران واگذار کنید. دقت کنید، انجام هر کاری ساده و هرقدر پیش پا افتاده همیشه برای بعضی ها جالب است. جوانی که بتازگی وارد بازار کار شده است ممکن است از انجام کارهای زجرآور برای شما لذت هم ببرد.پس چه نیازی داریم که کارهای تکراری انجام بدهیم و روح و جسم خود را فرسوده سازیم.
نوآوری و خلاقیت نباید محدود به مرحله شروع کسب و کار باشد.ما بطور مداوم باید سیستم کاری و نحوه عملکرد خودمان را مورد بررسی قرار دهیم و همواره در صدد یافتن راهکارهای تازه باشیم
پول ، ثروت و كارآفريني

همه افراد كارآفرين ثروتمند هستند اما ثروتمند بودن فقط در پولدار بودن نيست. كارآفرينان خود بخوبي از منابع ثروت خود آگاه هستند:
- داشتن طرحها و ايده هاي خلاقانه و نو ثروت مهمي است.
- همكاران و نيروهاي انساني كارا. يكي از ثروتهاي كارآفرينان ارتباطات انساني آنهاست.
- داشتن يك وبلاگ يا وبسايت كه در نتايج جستجوهاي گوگل رتبه بالايي كسب مي كند در عصر ارتباطات ثروت و سرمايه مهمي محسوب مي شود.
و .......
كارآفرينان تلاش مي كنند تا ثروتهاي خود را بيشتر كنند آنها مي دانند با ثروتهايي كه دارند پولدار هم خواهند شد. اقتصاد نفتي دشمن كارآفرينان است و گاه باعث از دست رفتن ثروت آنها يا جلوگيري از تبديل ثروتشان به پول مي شود اما كارآفرينان از پاي نمي نشينند آنها از ميان همه پيچ و خمها و موانع سرانجام راهي را بسوي رسيدن به موفقيت و تبديل ثروت به پول پيدا خواهند كرد.
افراد پولدار دو دسته هستند:
- پولداران رانت خوار: آنها از اينكه نامشان در زمره پولدار ها برده شود، آشفته مي شوند. دوست ندارند از انها بپرسيد كه پول و سرمايه خود را از كجا بدست آورده ايد.زياد اهل گفتگو نيستند و مردم را پست تر از آن مي دانند كه بخواهند با آنهات روشن و شفاف حرف بزنند. بعضي شان مايلند مردم فكر كنند كه آنها اشراف زاده هستند و از بچگي در نازو نعمت بزرگ شده اند
- پولداران كارآفرين: آنها با افتخار مي گويند كه من پول و سرمايه زيادي دارم. از اينكه مردم بفهمند در بچگي دوران سخت و فقر مالي را گذرانده اند، خوشحال مي شوند. داستان زندگي خود را با سرافرازي براي همه تعريف مي كنند. گرچه موفقيتشان را حاصل تلاش خود مي دانند اما مردم و جامعه خود را دوست دارند، جامعه اي كه به انها فرصت رشد و ترقي داده است.

منابع:

1- دنیای اقتصاد
2-خانه کارآفرینی
3-سازمانهاي كارآفرين، جليل صمدآقايي، ناشر: مركز آموزش مديريت دولتي، 1378
4- مقدمه اي بر كارآفريني، هيئت نويسندگان، سيامك نطاق، ناشر: بصير، 13765- كارآفريني (جلد اول)، رابرت دي. هيستريچ و مايكل پي. پيترز، سيد عليرضا فيض بخش و حميدرضا تقي ياري، انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

تحلیل و ریشه یابی در مسائل مدیریت دولتی

ﺑﺴﻤﻪﺘﻌﺍﻟﻰ

تحلیل و ریشه یابی در مسائل مدیریت دولتی

چکیده

آنچه در مسیر دستیابی اهداف دولت مانع ایجاد می نماید ریشه در تفکر اندیشه های فردی و جمعی دارد و در مجموع نوعی آسیب فرهنگی محسوب میگردد.رفتار مدیریت و نظام اداری ناشی از این تفکر است که در نهایت توسعه نظام اجتماعی را شکل میدهد.
شرایط مطلوب اینستکه مدیریت دولتی در مسیر اهداف توسعه که عبارتند از عدالت اجتماعی رضایتمندی و رفاه آموزش و پرورش و...در سیاستگزاری توزیع و تخصیص منابع کنترل و نظارت و فراهم کردن زمینه مشارکت مردم ایفای نقش مسئولیت اجتماعی و با بکار گیری نظام شایسته مدیریتی گام بردارد.ابزار لازم برای ایفای این نقش عبارتند از نگرش سیستمی مبتنی بر دو چرخ علم وعمل یعنی تجربه ومهارت و تخصص (علم محوری)و (عملگرائی)
نگرش اصولی و توسعه تفکر و ارائه مدیریت شایسته کلید حل مسائل مدیریت دولتی است که اعتماد به نفس و خلاقیت را در زیر دستان فراهم می نماید خود باوری و امید به آینده را تقویت میکند.امکان تربیت شایستگان را ایجاد کرده و هزینه های کنترل را بهبود می بخشد.
مسائل متفاوتی در مسیر توسعه جامعه ما وجود دارد که ریشه در ضعف توسعه مدیریت دارد و بنوبه خود مبنای بروز مسائل مدیریت دولتی محسوب میگردد که ضعف ساختاری و اشکال در بهره گیری از تجربه و مهارت و عدم تفویض اختیار و ضعف در نظام کنترلی از جمله مسائل فرعی ناشی ضعف توسعه ساختاری میباشد.
مهندسی مجدد ساختار مستلزم پرورش وتربیت و همتا سازی است میدان دادن به نیروهای ماهر و مجرب و متخصص و متعهد و ارائه الگوهای ارزشی از دیگر عناصر اصلاح ساختاری محسوب میشود که بسیار زمان بر است.
نگرش اصولی مبتنی بر ارزشهای متعالی و جامعه پذیری تعهد اخلاق و التزام به قواعد و هنجارهای ارزشی را توسعه میدهد و این عامل مهمی در بهبود فرایند کنترل در نظام مدیریت محسوب میگردد.

کلید واژه های اصلی = توسعه ساختار ,توسعه مدیریت

1-مقدمه

کلیدی ترین مفهومی که قدرت اجتماعی را تداعی میکند هدایت جامعه است و بجز با عنصر مدیریت حاصل نمیشود.بنابراین نقش مدیران جامعه را نمیتوان نادیده گرفت.سازمانهای به اصطلاح دولتی(حکومتی در اصل)بالاخص و بطور عام تمام سازمانها جامعه ساز هستند.یعنی یکی از عمده ترین وظایف آنها اجتماعی کردن وبسیج کردن عامه مردم است در مسیر اهداف اجتماعی.رفتار کارگزاران دولتی میتواند جامعه را بسیج و یا مانع انسجام شود.تمرکز تلاش از انسجام و همبستگی ملی ناشی میگردد.توسعه وتکامل جامعه تحت تاثیر مستقیم مدیریت جامعه قرار دارد و هر نوع ضعف در تفکر واندیشه ویا بعبارتی فرهنگ نظام مدیریتی و یا به تعبیری منطقی و ریشه ای که ساختار مدیریتی توسعه وتکامل جامعه را با اختلال مواجه می نماید.
بنابراین آنچه که ضرورت دارد و در اولویت محسوب میگردد اینستکه نظام مدیریتی باید بنحوی در مسیر توسعه خود گام بردارد که با آموزش و تربیت وسیاستگزاری مهندسی مجدد ساختار مدیریتی را میسر و فراهم سازد و بلوغ فکری واندیشه لازمه اجرای این فرایند است.
مدیریت کلان جامعه بر پایه دو عنصر علم و عمل یعنی تخصص و تجربه قرار دارد که تعهد واصول گرایی پشتوانه این دو عنصر محسوب میگردد.
عدم توجه به مدیریت جامعه برمبنای علم وعمل (تحقیق)و کم توجهی به اصول و ارزشهای عام و مورد قبول اکثریت جامعه در اعمال مدیریت در مسیر هدایت اهداف ترسیم شده مانع ایجاد میکند.
نگرش سیستمی و برنامه ریزی صحیح در فرایند توسعه مدیریت موجب ارتقا آموزش و کسب شایستگی های مدیران و توسعه فرهنگ (تفکر واندیشه – رفتار)خواهد بود و این امر بهبود و اصلاح ساختاری را تسریع خواهد نمود.
ساختار مدیریت جامعه دو مفهوم کلیدی را در بر دارد که عبارتند از:آندسته از نیروی انسانی که با بهره گیری از منابع انسانی مادی و تکنولوژیکی مدیریت جامعه را عهده دار هستند.
و بخشی دیگر عبارتست از روشها وقواعد و روابط حاکم بر این نظام که تفکر و اندیشه و فرهنگ و ارزشها را در پشتیبانی از خود دارد و عنصر دومی در ذهن و متن عنصر اولی عجین شده است.
ضعف ساختاری بمنزله کمتر توسعه یافتگی در بلوغ و رشد ,آموزش و تربیت مدیریت محسوب میگردد.
مدیر یک سازمان در حالت کلی زمانی توسعه یافته است که تحت شرایط مطلوبی تربیت یافته آموزش و مهارتهای لازم را فرا گرفته و تجارب کافی و تخصص مورد نیاز را کسب و نظام ارزشی جامعه را در خود نهادینه و در مدیریت سازمان اعمال می نماید مورد قبول و مورد اعتماد است.منافع ملی و سازمانی را به منافع شخصی ترجیح میدهد و به شایستگی از عهده انجام مسئولیتهای سازمان و وظایف مدیریت برمیاید.
مسائل و مشکلات عدیده ای در سازمانهای دولتی وجود دارند چنانچه ریشه یابی شوند بنظر میرسد ضعف ساختاری و اشکال در توسعه یافتگی یا بعبارتی کمتر توسعه یافتگی مدیریت از اساسی ترین آنها میباشد.
رفع این مشکل و برطرف کردن ضعف های ساختاری در مدت زمان طول طولانی مقدور است.مع الوصف مبنای تصمیم گیری در این امر انتخاب مدیران شایسته که مجموعه ای از تجارب تخصص و علم و تعهد مبتنی بر ارزشهای متعالی را دارا باشند جوابگوی مسئله است.
اعمال مدیریت شایسته است که بتواند فرایند توسعه مدیریت یعنی نیروی انسانی که قرار است بر سازمانهای دولتی مدیریت نماید را تسریع و به مورد اجرا گذارد.الگوئی بشود برای زیر دستان و مبادرت به تربیت مدیران لایق بنماید تا نگرش قحط الرجال پیش نیاید.اعتماد بنفس زیر دستان را بهبود بخشیده و روح امید به ارتقاء و آینده را در آنان تقویت نماید,رشد وتعالی و تحرک را در سازمانها نهادینه نماید.چنین روشی موجب حل مسائل مبتلا به نظام اداری فرعی و ناشی از ضعف و سوء مدیریت خواهد بود.
تربیت صحیح و جامعه پذیری کارکنان مبتنی بر اصول و ارزشهای متعالی موجب میشود که بخش عظیم هزینه های دولت در کنترل بیرونی که ناشی از ضعف فرهنگ (اخلاق – تعهد والتزام)است کاهش یافته و کنترل درونی عاملی برای تلاش در جهت اهداف سازمانی بکار گرفته خواهد شد.هم چنین این تعهد و اخلاق و شایستگی رفتار مناسبی در ارتباط با تامین انتظارات منطقی زیر دستان و ارباب رجوع (عامه مردم)فراهم خواهد نمود و بدین ترتیب نگرش جامعه عام را نسبت به کارگزاران دولتی بهبود خواهد بخشید که در نهایت نظام اجتماعی را منسجم و مقتدر نموده و اهداف متعالی را در جهت توسعه تامین خواهد نمود.
نگرش ملی به مدیریت و اعمال مدیریت مبتنی بر علم در سازمان سبب میگردد که اولا علم مدیریت در فرایند توسعه مدیریت که مبتنی بر فرهنگ جامعه باشد مد نظر قرار گیرد.در ثانی اعمال مدیریت صحیح در سایه تحقیق و مطالعه و بررسی محیطی ردون و بیرون سازمان طی فرایند اصولی و بر مبنای مقتضیات زمان و مکان صورت می پذیرد.
نتیجه کلی اینستکه توسعه تفکر که مبتنی بر آموزش و تربیت است نگرش اصولی و منطقی به مدیریت را بهبود می بخشد و این مهمترین عامل و عنصر ساختاری مدیریت است.از وظایف اصولی ,آرمانی ارزشی الگوهای مدیریتی اینستکه نگرش و تفکر شایسته سالاری را در نظام مدیریتی القاء و توسعه دهد.
مهندسی مجدد ساختار نظام مدیریتی در سازمانهای دولتی مستلزم آموزش و تربیت است.اینک با طرح موضوع و مقدمه ای که بیان شد مساله اصلی را این چنین میتوان بیان نمود:
1-آیا با اصلاح ساختاری نظام مدیریت میتوان به توسعه مدیریت دست یافت
2-الگوی متناسب توسعه مدیریت چگونه است؟
مشکلات و مسائل عدیده ای در سازمانهای دولتی وجود دارد که در سازمانهای متفاوت,مشهود و متفاوت است.
نگاه منطقی اینستکه این مشکلات مدیریت نظام اداری را نشانه میگیرد.پس آنچه که اولویت دارد پرداختن به نظام مدیریتی یعنی ساختار و نگرش حاکم بر تربیت ,اصلاح و انتخاب مدیران مطرح میباشد.که در این تحلیل ابتدا به ادبیات موضوع یا مساله و مفاهیم مرتبط به آن پرداخته و روابط میان آنها مورد بررسی قرار میگیرد.سپس چهار چوبی که بعنوان الگو توسط مدیران کلان در نظر گرفته شده و متناسب با اهداف توسعه مدیریت و اصلاح ساختاری میباشد تنظیم پیشنهادات جهت توسعه مدیریت در خاتمه این مقوله ارائه شده است.
2- تحلیل مفهومی موضوع مرتبط با مسائل ریشه ای مدیریت دولتی
تبین چارچوب اصلی
درک مفاهیم مرتبط با مساله مطرح شده در موضوع بمنظور تبیین تیغه های موثر بسیار ضروریست و این امر لازمه تعریف مفهومی و ادبی صحیح میباشد و بعنوان پشتوانه علمی بیان وتحلیل مساله بکار میرود.
مفاهیم کلیدی عبارتند از ساختار و توسعه در ارتباط با نظام مدیریت.
واژه ساختار از دیدگاه سیستمی یعنی ترکیب ترتیب شکل و ساختمان یک چیزی یعنی آنچه که در یک موضوع مفهوم چیز یا دیدگاه و نگرش و تفکر بکار رفته است.که در بعد ارگانیکی و مکانیکی یا نرم افزاری ,سخت افزاری بعبارتی دیگر مادی و معنوی نمود دارد.
یک مفهوم کلی است در حوزه مدیریت شامل تفکر اندیشه طرح قواعد و دستورالعمل ,نیروی مادی و فرهنگ و نیروی معنوی و نیروی انسانی که عمده ترین عنصر ساختاری محسوب میشود و تمامی تفکرات و ساختها و پرداختها بدست اوست.زمانی بنای ساختمانی را ملاحظه میکنیم تفکر طرح و نقشه محاسبات و مصالح بکار رفته در آن تجسم میشود.بنابراین ساختار مدیریت ترکیب اندیشه تفکر روشها و نگرشها و قواعد – نیروی انسانی را شامل میگردد.
ضعف ساختاری در مجموع ضعف نظام مدیریتی که اختلال نقص یا ضعف در فرهنگ ,اندیشه,اشکال در سازماندهی اشکال در سازماندهی و بکارگیری منابع مادی و معنوی را توجیه می نماید.
زمانی از توسعه ساختاری در نظام مدیریتی بحث میشود یعنی بهبود ساخت دهی نظام فکری ,آموزش و تربیت صحیح در هدایت سازمان بمنظور دستیابی بموقع به اهداف مطلوب.
آنچه که منابع مادی,تکنولوژیکی,ساخت دهی و هدایت را شکل میدهد تفکر است فرهنگ واندیشه است و آموزش و تجربه ,تعهد واخلاق و این عوامل تحرک نظام مدیریتی را سبب میشود و زمان زیادی لازم است تا تغییر اصلاح و بهبود پذیرد.
ساخت دهی مجدد تنها تجدید سازمان نیست و نیروی انسانی منابع چارت سازمانی را شامل نمیشود,زمانی توسعه مدیریت ممکن است که فکر و اندیشه و فرهنگ بهبود پذیرفته و نمادها و الگوهای شایسته در این راستا بکار گیرد.
الگوهای مدیریتی شایسته با بکارگیری نظام رفتاری ارزشی تربیت نیروی انسانی واجد شرایط و لایق را تامین می نماید.
بمنظور توسعه تفکر و اندیشه (مهمترین عنصر ساختاری)نظام مدیریتی از نگرش سیستمی از نگرش سیستمی میتوان سود جست بنحوی که اندیشه نیروی انسانی طی فرایندی منطقی بهبود یابد.عناصر این سیستم عبارتند از:
1-جامعه علمی که بنحوی با علم مدیریت سر و کار دارند و سرمایه انسانی ,منابع مادی نخبگان ,دانشگاهیان رشته مدیریت به
عنوان درون داد.
2-ارائه خط مشی که طی فرایند بازنگری در نظام آموزش ,طرحریزی آموزش و بکارگیری عناصر شایسته در مدار مدیریتی ارگانهای دولتی در سطوح متفاوت و با بهره گیری از نظام ارزشی به عنوان میان داد حاصل شود.
3-توسعه مدیریت به عنوان برون داد.
4-ارزیابی فرایند و کنترل نظامند,بازخوردگیری با بکارگیری مشاورین شایسته و تجدید نظر احتمالی در مسیر توسعه
نظام ارزشی بعنوان متغییر مستقل در محیط که در تعامل مداوم با سیستم قرار دارد میتوان در نظر گرفت.
چارچوب سیستمی فوق را بشرح زیر میتوان ارائه داد:
نگرش سیستمی به فرایند توسعه مدیریت – اصلاح ساختاری

نظام ارزشی (محیط)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Output Process Input
سیاستگزاری – خط مشی گذاری : 1- سرمایه انسانی:
1- طرحریزی و باز نگری در آموزش مدیریت دانش آموختگان رشته مدیریت
باز بینی در متون مربوطه در مراکز آموزشی

توسعه مدیریت ►═ 2- بکار گیری شایستگان در نظام مدیریتی ►═ 2- منابع مادی
سرمایه – اعتبار- پول- دانشگاه
نیازمندیهای فیزیکی
3- همتا سازی و الگو سازی 3- تفکر –ارزش ↑
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کنترل –مشاوره و باز نگری ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Feed back

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظام ارزشی (محیط)

بنظر میرسد نظام مدیریتی اعتماد لازم برای بکار گیری دانش آموختگان علم مدیریت ندارد.از طرفی پیشداوری قبل از واگذاری نقش متناسب کاری غیر منطقی است. بنابراین اصولی ترین روش اینستکه این مجموعه نیروی انسانی و پتانسیل بالقوه تحت نظر و آموزش تجربی مدیران شایسته بکار گمارده شوند.
وظایف تربیتی مدیران جوان بعهده مدیران با تجربه میباشد در صورتیکه احساس مسئولیت شود جامعه پذیری و توجیه و تربیت افراد جدید در سازمان نهادینه میشود.
باز نگری در نظام آموزشی از مرحله جذب تا فارغ التحصیلی بگونه ای نیست که جوابگوی نیاز های نظام مدیریتی باشد کیفیت آموزش و متون آموزشی در رشته های مدیریت نیاز به تجدید نظر دارد.
از طرف دیگر نظام ارزشی و فرهنگ جامعه در نحوه تربیت دانش آموختگان نقش کمرنگی ایفا میکند متون آموزش ترجمه و برگردان کتب خارجی است و فرهنگ بیگانه را القاء می نماید و کاربرد عملی در سازمانها ندارد.
و از یک جهت لازم است ضمن تجدید نظر در نظام آموزشی بطور کلی همزمان جهت گماردن مدیران شایسته مبتنی بر تجربه تخصص و تعهد که از حسن شهرت و سابقه درخشان برخوردارند اقدام و ویژگیهای ارزشی را در نظام آموزشی باید نهادینه نمود.
بنابراین فرایند توسعه مدیریت مستلزم بازنگری و لازمه ایفای نقش مسئولانه مدیران شایسته است در نتیجه کار فرایند منجر به یک خط مشی اساسی و ارزشی در نظام مدیریتی میگردد که در نهایت به توسعه مدیریت و اصلاح ساختاری منجر میشود.
نظام کنترل وارزیابی بطور مداوم کارکرد این سیستم را در تمامی مراحل تجزیه تحلیل و ارزیابی خواهدنمود.
چنانچه گره ویا مشکلی در این راستا وجود داشته باشد با توجه به نظام ارزشی و محیط متغییر و با بهره گیری از اطاق فکر و مشاورین شایسته در جهت حل مساله مربوطه میتوان گام برداشت.

3- نتیجه و پیشنهاد:
نتیجه :نگرش سیستمی مبتنی بر علم و عمل با در نظر گرفتن ارزشهای نظام اجتماعی و فرهنگ جامعه ارائه خط مشی منطقی و اصولی نظام مدیریتی را در جامعه بهبود می بخشد یعنی




اصلاح ساختاری
توسعه و بهبود مدیریت → خط مشی → علم ↔ فرهنگ
↨ ↕
عمل(تجربه)
توسعه فرهنگی در جامعه و توسعه تفکر و اندیشه و ارتقاء ارزشهای متعالی پشتوانه نظام مدیریتی خواهد بود.

پیشنهاد:

1-باز نگری در نظام مدیریت (تجربه ساختاری) بر مبنای تفکر و نگرش شایسته سالاری
2-باز تعریف ارزشهای متعالی و ارزیابی مدیران بر مبنای علم و تجربه و فرهنگ
3-باز نگری در نظام آموزش مدیریت و متون آموزشی و ارزیابی صحیح دانش آموختگان علم مدیریت
4-بکار گیری دانش آموختگان جوان رشته مدیریت در گرایشهای مختلف تحت نظر مدیران شایسته و تربیت
نیروی انسانی کارآمد برای اداره سازمانهای جامعه در آینده
5-نهادینه کردن ارزشهای متعالی و فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی در نظام آموزشی و مدیریتی بمنظور
تسهیل اجرای فرایند توسعه مدیریت


موفق باشید-حمید ملکی
دیماه 1389